حكمت 186 قال عليه السّلام : ( دربارهء دل نبستن بمتاع دنيا )
بهره برديم از مواعظ ، غافلان را گو خبر * وقت بيداريست جانا ، جاهلان را گو خبر
مىگذشت آن قطب عالم از كنار مزبله * تا كه ناگه روبرو گرديد با يك مسئله
قال هذا ، آنچه بر آن بخل مىورزيد ناس * ( يافته با اين پليدى در مزابل انعكاس )
مرحوم علّامه سيّد رضى مؤلّف نهج البلاغه چنين فرمايد در بعضى خبرها ، جمله آخر با كمى اختلاف چنين آمده است
2 قال هذا آنچه آن را با كمال ميل و شوق * جمع مىكرديد ديروز ، از مزارع يا ز سوق « 1 »
عرض يكروز ، اين چنين تغيير حالت داده است * ( ناهيا ) اين وضع را ، دنيا احالت « 2 » داده است
حكمت 187 قال عليه السّلام : ( درباره از دست رفته )
دست من گير ، اى برادر تا نيفتم بر فساد * آنكه با پندى نجاتم داد ، روحش زنده باد
1 آنچه در راه نصيحت خرج كردى غم مخور * گر چه بّر و بحر و وادى در نوردى غم مخور
( اى بسا پاها در اين صحراى تفته سوخته * تا براى خود ، فنون و ابتكار آموخته )
گر ز مالت گم شد و پندى مؤثّر يافتى * مال خود را ( ناهيا ) بر خويش مثمر يافتى
هامش
( 1 ) سوق بازار
( 2 ) احالت حواله دادن