تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
ما كاروان مرگيم كه ساربانان زمان ، ما را شتابان بسوى آن مىبرند ، تا بمغاك گورمان بسپارند . و اليه راجعون
3 نحن اعوان المنون « 1 » ، اى دوستان مهربون * عاجلانه راجعون ، اى دوستان مهربون ياوران مرگ و ميريم و به آن پيوسته‌ايم * ريسمان پيكر خود را به اخرى بسته‌ايم هر قدم هر دم بسويش مىشتابيم اينكه ما * رفته‌گانيم و دگر ، بر مرگ يابيم انتهاء جان ما آماج تاراج است و آخر ما چرا ؟ * ( اين ندانيم از كجائيم و كجا و بر كجا ) ( از عدم سر بر كشيديم و تباهى راه ماست * انتها و آخر دنيا ، بقا را ابتداست ) ما در اين دنيا بقائى را نداريم انتظار * چونكه امشب پيش يارانيم و فردا در مزار اين شب تاريك و روز روشن و صبح و مسا * بهر ما چيزى ندادند ، از بزرگى ، يا رخا بهر ما چيزى نيفزودند الّا اضطراب * ( با شتاب از پيش چشم ما گذشتند همچو آب ) ضمن آن ويران نمودند آنچه را كه ساختند * روى گرد آورده‌هاى ما دوباره تاختند ( ناهيا ) هر روز مىبينى كه جمعى مرده‌اند * مال‌شانرا تودهء وراّث ، با هم خورده‌اند

حكمت 183 قال عليه السّلام : ( در تلاش براى جمع آورى مال )

ايدل ار پندى شنيدى بر مراد خويشتن * در نهان ، محكم نمودى اعتقاد خويشتن 1 يا ابن آدم ! ما كسبت فوق ما يحتاج « 2 » و فوق احتياج * ( رونق بازار و كار تو نيفتد بر رواج ) بلكه بر اين جمع گشته خازنى و پاسدار * تا بدين ترتيب ، بر وارث نمائى واگذار خوش به حال آنكه ( ناهى ) كسب دارد در حلال * ورنه او را غرق خواهد كرد موجى از ملال
هامش
( 1 ) اعوان المنون ياران مرگها ( 2 ) ما كسبت فوق ما يحتاج آنچه بيش از نياز كسب كردى