( گر پيمبر را پدر زن بودى امّا من به او * صهر و داماد و صحابى ، نور چشمى بر عمو )
( گر بخويشاوندى خود با رسول منتخب * خويشتن را سخت كردى بر خلافت منتخب )
ديگرى بر اين مقام اول و اقدم از تو بود * يعنى مولانا على ( ع ) بر روح پاكش صد درود
( ناهيا ) هر جا گلى در بوستانى غنچه زد * خاربنها در كنار ساقهء آن پنجه زد
و امّا معنى اجمال شعر حضرت ( ع ) ، يا ابو بكر اگر بوسيلهء شورى امور كشورى را قبضه كردى پس چرا در آن شورى صاحبان انديشه مثل من و بعضى از بنى هاشم حاضر نبودند و اگر با قرابت برسول ( ص ) خدا بود و با دشمنان خلافت حجّت كردى و آنها را مغلوب ساختى پس ديگرى ( على ع ) اولى و از خويشان رسول اكرم ( ص ) بود كنار زدى
حكمت 182 قال عليه السّلام : ( در پند و اندرز )
پند بايد بشنوند آينده سازان از رجال * تا بيابد پند ، از نسلى به نسلى انتقال
1 نسل آدم در جهان آماج تير مرگهاست * يا بتعبيرى روانتر در مسير مرگهاست
همچنان در ديدهء اهل سلوك و اتّقاء * مرد غارت گشته را ماند كه بر غم مبتلا
رو نموده سوى او درد و بليّه با شتاب * ( اعتدال او پريشان است و غرق اضطراب )
جرعههاى او گلوگير و ملوّث بر غم است * لقمههاى او شرنگ و با مرارت مدغم است
( لذّت او با غم و اندوه گشته در بهم * شادى آن نيز بر درد و مصيبت متهّم )
2 بنده را حاصل نخواهد شد منال نعمتى * جز كه در پى لطمه خواهد زد زوال نعمتى
رو نمىآرد به او روزى براى زندگى * غير از اينكه رفت روزى از فضاى زندگى
( گر ز عمرش منقضى گرديد روزى يا شبى * منقضى شد از سماء زندگانى كوكبى )