تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤

حكمت 178 قال مولينا على عليه السّلام : ( در بارهء مرگ )

مرگ ما را مىسرايد نغمهء بيدار باش * اى برادر ، اى پدر ، بيدار مىگشتيم كاش 1 مرگ ، نزديك است بس ، امروز بر ما مىرسد * گر چه از ما طفره رفت امروز ، فردا مىرسد پس خردمندان عالم ، راه خود بگماشتند * توشهء اين راه را بر خود مقّدم داشتند خيز و بر خود توشه‌اى بردار ( ناهى ) زود باش * گر نجنبيدى ندارى زاد راهى زود باش

حكمت 179 قال عليه السّلام : ( دربارهء رنج راه حقّ )

حقّ تلخ است اى اخا ، در آن تحمّل بايدت * گر بگوئى ، رنج بىمورد تقّبل بايدت 1 هر كه بر سيماى حقّ از روى يارى لب گشود * مىكنند ارباب جهل او را مكدّر با خمود « 1 » ( رنج و آزارش دهند و بينوايش مىكنند * رنگ استيضاح و تهمت بر ردايش مىكنند )
در بعضى از نسخ نهج البلاغه جملهء ( عند جهلة النّاس ) بيان نشده پس در اين صورت معنى عوض مىشود . هر كه از حقّ اعراض نمايد تباه گردد
هر كسى از نسل آدمّ روى گرداند ز حقّ * ( ناهيا ) خواهد شد آخر بر تباهى مستحقّ

حكمت 180 قال عليه السّلام : ( در ترغيب ، بشكيبائى )

صحبت صبر است جانا ، دور بايد از جزع « 2 » * مرد دريا دل ، هماره دور باشد از فزع « 3 »
هامش
( 1 ) خمود افتادگى و بيچارگى ( 2 ) جزع فرياد و ناله ( 3 ) فزع ترس و بيم
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 424 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى