تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
1 هر كه را صبر و شكيبائى نكرد از غم رها * رنج بيتابى دچارش مىنمايد بر عنا ( چون كه پاداش شكيبائى نخواهد ديد و اجر * سوى ديگر ، درد بيتابى بخواهد داد زجر ) از شكيبائى بخواهد ماند ( ناهى ) بىثواب * همچنان او را ز بىتابى شرارى از عقاب

حكمت 181 قال عليه السّلام : ( در شكايت از خلفا )

شيعيان را از گرفتارى حكايت مىكند * در زمان خود ز خاطىها شكايت مىكند 1 اى شگفتا ، از خلافت اى شگفتا اى شگفت * نسلها را بر وجود ارد ، پى اندر پى شگفت مىرسد آيا صحابى را نديم آن رسول ( ص ) * ليك خويشان پيمبر در كنار او ملول ( گفت عمر بر مرد اوّل در اوان مسئله * بر تو بيعت مىكنم ، تا كار يابد فيصله ) ( چون تو بودى از صحابه ، همنشين آن جناب * من خلافت را از اين رو بر تو كردم انتخاب ) ( همچنان بو بكر او را گفت مثل اين سخن * تا بدين‌سان يافت او را بر خلافت مؤتمن ) اين خلافت ليك از خويش و صحابى دور بود * تا على ( ع ) در اين خصوص از خود سروده اين سرود
سيّد رضى رحمة إله عليه مؤلّف نهج البلاغه فرمايد كه حضرت ، در اين باره اين نظم را سروده است
فان كنت بالشّورى ملكت امورهم * فكيف بهذا و المشيرون غيّب و ان كنت بالقربى حججت خصيمهم * فغيرك اولى بالنّبىّ و اقرب يا ابو بكر ، ار بشورى دل كشاندى روى كار * پس چرا اصحاب انديشه نخواندى روى كار ؟ ( از بنى هاشم چرا دعوت نكردى بهر شور * از چه رو ارباب انديشه از آن بودند دور ؟ ( در سقيفه از چه با انصار كردى احتجاج ؟ * خويش را منسوب ما كردى ز روى ابتهاج )
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 425 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى