تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
سعدى عليه الرّحمة در كتاب گلستان چنين آورده است . ( بعنوان مثال ناقص بر كامل )
دو چيز ، طيرهء عقل است دم فرو بستن * بوقت گفتن و گفتن بوقت خاموشى

حكمت 174 قال عليه السّلام : ( در اينكه راه راست يكى است )

هر رهى ، راه فساد و راه ظلم و گمرهى است * جز ره ايزد كه آخر بر سعادت منتهى است 1 رهنمائى ، از دو كس هرگز دوگانه نيستى * جز كه از آن دو يكى در خطّ گمراهيستى ( چون اگر هر دو يكى بود و بمبداء متّكى * در ميان ، هرگز نمىبود اين يكى و آن يكى ) ( سوره يونس « 1 » در اين موضوع چنين دارد بيان * چيست بعد از حقّ الّا كه ضلال جاودان ) مىنگارى ( ناهيا ) بر خلق علم آگهى * اينكه بعد از حقّ چيزى نيست الّا گمرهى

حكمت 175 قال عليه السّلام : ( دربارهء ايستادگى خود در راه حقّ )

در دل اندر ، آرزو دارم كه دانم راز حقّ * گر چه اندر ديده‌ها دور است چشم انداز حقّ در فشاند از درج گوهر آن امام مستعان * تا چنين فرمود ما را صادقانه اين بيان 1 از زمانيكه برايم حقّ گرديد آشكار * شكّ و ترديدى نكردم با يقينى استوار
هامش
( 1 ) سوره يونس آيهء 32 ،فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ