تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١

[ حكمت 171 ] قال عليه السّلام : ( در نكوهش آز و طمع )

آز را از خود بدر كن تا نباشى پست و خوار * آزمند همواره باشد همچو بنده زيربار 1 آزمندى بندگى باشد ، بپرهيز اى اخا * تا نپوشى ديده از آن مىنخواهى شد رها آزمندى را بگفتم اين نصيحت چند بار * گفت ( ناهى ) اين حقيقت را به آب زرنگار

حكمت 172 قال عليه السّلام : ( دربارهء دور انديشى )

پند بسيار است ، امّا گوش واعى « 1 » كمتر است * اى برادر همّت‌آور ، بىتفاوت ابتر است 1 سود حزم و احتياط از ريشه بنيانيستى * حاصل تقصير و كوتاهى ، پشيمانيستى آن درستى و صلاح و اعتبار آرد ببار * ( ناهيا ) وين شرمسارى و ندامت ، يا تبار

حكمت 173 قال عليه السّلام : ( در نكوهش بجا نگفتن و بى جا گفتن )

گفتنى را گو ، ولى ناگفتنى را حفظ دار * اى بسا مردم كه رسوا گشت در اين رهگذار 1 در خموشى خير و نيكوئى نباشد ، اى جوان * آن زمانكه بود ، عنوان بلاغت در بيان همچنان رمز صلاحيّت نباشد در بيان * در چنان جائى كه نادانى ، براند در زبان ( ناهيا ) آنجا كه در گفتن نجاح « 2 » ما و تست * خامشى را دور گردان كه صلاح ما و تست و آن چنان جائى كه خاموشى محّل صحّت است * گفتن اقوال نامأنوس ، جاى خفّت است
هامش
( 1 ) واعى با ظرفيّت ، گيرنده سخن ( 2 ) نجاح رستگارى