حكمت 158 قال عليه السّلام : ( در زيان خود پسندى )
بر تو حاصل نيست جانا از تكبّر ، جز ملال * باز دارد اى برادر كبر و نخوت از كمال
1 خود پسند هرگز نخواهد ديد روى ازدياد « 1 » * ( او يقين دارد كه بوده از عباد خوشنهاد )
( او گمان دارد كه دارد آرمانى ايدهآل * در مقام و شأن انسانى رسيده بر كمال )
( پس چنين طرز تفّكر باطل است و نابجا * اى خدا ، ما را هدايت كن به راه انبياء )
( ناهيا ) خود را رها ساز از صفات ناپسند * پندگير و گر نه پايت بند گيرد در كمند
حكمت 159 قال عليه السّلام : ( در دل نبستن به دنيا و اهل آن )
پندها بر ما همى آرند روى و ما هنوز * دل نكنديم از هواى نفس دون و كينهتوز
1 امر ، نزديك است يعنى اى برادر پيك مرگ * ( مىرسد ، برخيز و آور كوله بار زاد و برگ )
هستى ما در چنين دنياى عارى از وفا * بس قليل و اندك است اى دوستان بىريا
( اجتماع و همنشينى زود يابد ، اختتام * دوستان ، بر اخذ توشه لازم آيد اهتمام )
( ناهيا ) اين پندهاى تو برايم تازه نيست * تازه ، مىدانم كه جنّت را جز اين دروازه نيست
حكمت 160 قال عليه السّلام : ( در ستودن بينايان )
عبرت آموز اى جوان ، از پند نيك صالحان * گر چه بر تو سخره گيرند از گروه طالحان « 2 »
هامش
( 1 ) ازدياد منظور از آن تنها افزونى مال نيست بلكه ازدياد عرفان و كمال است .
( 2 ) طالح بر خلاف صالح است