( ناهيا ) آنوقت ، دورى مىگزيند از زيان * سوى نيكى ره گشايد با كمال امتنان
حكمت 165 قال عليه السّلام : ( در سود كار ، براى خدا )
اى دل ار پندى دهند ، بندى ز پايت بگسلند * قومى از آن گر بپرهيزند قومى مهملند « 1 »
1 هر كه در مرضات ايزد ، تيز كرده تيغ خشم * مىربايد از طرفداران باطل ز هر چشم
آنكه او را در سليقه ، عزم نهى از منكر است * بر هلاك نادرستىها شجاعتگستر است
كردگارش مىكند او را توانا در هدف * مىنمايد از ره توفيق ، حامى بر شرف
شرّ اهل نادرستى را نمايد بر طرف * ( ناهيا ) اين مرد گوهر ، پروراند در صدف
حكمت 166 قال عليه السّلام : ( در اقدام به كار )
پند بشنو ، كاربند ، اى نوجوان هوشمند * بىسبب از دست مگذار ، اين متاع سودمند
1 گر زكارى خوف دارى خويش را بر آن بزن * ( خاطر خود را بياميز و بيالا ، با محن )
اضطراب از خود بران زيرا كه ترس اضطراب * اى بسا افزونتر است از آنچه دارى در غياب
( گر وجود خويش را مستور بينى در بلاء * بهتر است از اينكه در بيمش بمانى اى اخا )
( اين سخن در بين ما راجع به امر دنيويست * و آنچه بر اين برترى دارد امور اخرويست )
( آنچه دنيائيست ، از ديدن ، شنيدن بهتر است * و از سماع « 2 » آنچه اخرائيست ديدن بهتر است )
هامش
( 1 ) مهمل سبكسار و تنبل
( 2 ) سماع شنيدن