تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
( ناهيا ) آنوقت ، دورى مىگزيند از زيان * سوى نيكى ره گشايد با كمال امتنان

حكمت 165 قال عليه السّلام : ( در سود كار ، براى خدا )

اى دل ار پندى دهند ، بندى ز پايت بگسلند * قومى از آن گر بپرهيزند قومى مهملند « 1 » 1 هر كه در مرضات ايزد ، تيز كرده تيغ خشم * مىربايد از طرفداران باطل ز هر چشم آنكه او را در سليقه ، عزم نهى از منكر است * بر هلاك نادرستىها شجاعتگستر است كردگارش مىكند او را توانا در هدف * مىنمايد از ره توفيق ، حامى بر شرف شرّ اهل نادرستى را نمايد بر طرف * ( ناهيا ) اين مرد گوهر ، پروراند در صدف

حكمت 166 قال عليه السّلام : ( در اقدام به كار )

پند بشنو ، كاربند ، اى نوجوان هوشمند * بىسبب از دست مگذار ، اين متاع سودمند 1 گر زكارى خوف دارى خويش را بر آن بزن * ( خاطر خود را بياميز و بيالا ، با محن ) اضطراب از خود بران زيرا كه ترس اضطراب * اى بسا افزونتر است از آنچه دارى در غياب ( گر وجود خويش را مستور بينى در بلاء * بهتر است از اينكه در بيمش بمانى اى اخا ) ( اين سخن در بين ما راجع به امر دنيويست * و آنچه بر اين برترى دارد امور اخرويست ) ( آنچه دنيائيست ، از ديدن ، شنيدن بهتر است * و از سماع « 2 » آنچه اخرائيست ديدن بهتر است )
هامش
( 1 ) مهمل سبكسار و تنبل ( 2 ) سماع شنيدن