تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
گر بدى ديدى از ايشان با نكوئى چاره كن * مهر ورز و با كمال نرمخوئى چاره كن وحى منزل بر ملا فرموده در اين راستا * هر بدى را با نكوئى چاره پرداز اى اخا « 1 » ( ناهيا ) گر همّت آوردى به اين اخلاق نيك * اجر نيك اعطا نمايد كردگار لا شريك

حكمت 151 قال عليه السّلام : ( در پرهيز از جاهاى تهمت )

همّت‌آور كه ترا نيكو سجيّه ، همّت است * مىگريز از جايگاهى كه محّل تهمت است 1 هر كه بر جاهاى تهمت مىگذارد گام خويش * بىجهت ، بىرنگ و ننگين مىنمايد نام خويش پس نبايد بد گمان خود نمايد سرزنش * بلكه بايستى بجان خود نمايد سرزنش چون كه خود اسباب تهمت را فراهم كرده است * يعنى نام خويش را با ننگ با هم كرده است ( گر رود آنجا كه مىخواران مست و سركش است * ظاهرا آن مىنماياند كه در من هم غش است ) شب گذشتم ( ناهيا ) از كوى عيّاشان مست * صبح ديدم كه همى گويند بر من خود پرست

حكمت 152 قال عليه السّلام : ( دربارهء مشورت )

هر زمان گرم است جانا ساحت بازار پند * عجّلوا ، اى اهل استقبال و دريابيد چند 1 هر كه از دارائى دنيا به چيزى دست يافت * عاقبت ، از روى استغناء به خود رائى شتافت آنكه خود رائى نمود و رأى دانايان زدود * نفس ، او را مىنمايد بر تباهى وا نمود
هامش
( 1 ) سورهء مؤمنون آيهء 96 ،ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ