مثل آن باشد كه با آن قوم در يك محفلند * در مرام و شيوهء افكار با هم ، همدلند
( چون رضا دادن بافعال ذميم و ناصواب * در جهان بينى بود بر خود نمودن انتخاب )
( هر كه او را اين كج انديشى ملاك و محور است * در ميان اهل بينش مستحقّ كيفر است )
عامل هر كار باطل را دو جرم است اى جوان * جرم انجام گناه و جرم خشنودى به آن
دقّتآور اى جوان بر اين حديث و پند نيك * تا مگر اجر نكويابى زربّ لا شريك
( ناهيا ) دادم به اندرز نكويان گوش دل * دل رهانيدم ز بند و پا برون كردم ز گل
حكمت 147 قال عليه السّلام : ( دربارهء عهد و پيمان )
صحبت از عهد است و پيمان اى برادر دقّتى * فرصت عمر است و امكان اى برادر دقّتى
1 ميخهاى عهد و پيمان را بگير و حفظ كن * ( عروهء « 1 » تقوى و ايمان را بگير و حفظ كن )
( شرط پيمان را نگهدار و برايش ارج نه * همّتآور ، در چنين سودا نيفتى مشتبه )
( عهد و پيمانگر ببندى با وفا داران ببند * ليك بر اهل نفاق و كفر هرگز دل مبند )
سورهء توبه از آن انديشههاى بىثمر * مؤمنان را كرده با نهى مؤكدّ با خبر « 2 »
عهد و پيمان گر ببندى شرط آن را يادگير * گر نه باشى ( ناهيا ) در چنگ دو نان دستگير
حكمت 148 قال عليه السّلام : ( در ترغيب به پيروى از ائمّه هدى عليهم السّلام )
پند را در صفحهء ديده به آب زرنگار * تا بدينسان ، لوح دل را نور پاشى مستدار
1 مر شما را پيروى ، از آن كه مىدانيد كيست * يا شما را بهر او در ناشناسى عذر نيست
هامش
( 1 ) عروه دستگيره
( 2 ) آيهء 10 ،لا يَرْقُبُونَ فِي مُؤْمِنٍ إِلًّا وَ لا ذِمَّةً