پيش از اينكه فرصت عمرش نگردد بر هدر * ( بر نجات خود ندارد گام مثبت در نظر )
معصيت را زشتتر داند براى اين و آن * زشت و بالاتر از آن را خود نمايد در نهان
از گناه ديگرى تعبير دارد بر كبير * و ز گناه خويشتن عنوان نمايد بر صغير
بندگى را بيشتر بر خويش نسبت مىدهد * ليك بر طاعت ز اغيار ، ارج كمتر مىنهد
سخت مىگيرد براى خلق ، دور از نفس خويش * سهل مىگيرد ولى در ارتباط خويش بيش
مانند آن كس نباش كه لغو و هرزه گوئى با توانگران ، در نظرش ، اهم و گرامىتر باشد از ذكر خدا با مستمندان
6 بر حذر باش و حذر كن زين كه لغو اغنيا * خوشتر آيد پيش تو ، از ذكر فرد بىنوا
تا ترا بيهوده گوئى با غنى و اهل مال * برتر آيد با فقيران ، ذكر حىّ ذو الجلال
بهر نفس خويش و كسب افتخار و برترى * حكم صادر مىنمايد ، بر زيان ديگرى
از صدور حكم ، گاهى امتناع ورزد ، گر آن * بر زيان خويشتن باشد ، به نفع ديگران
( گر چه اين فرمان بسود خويش بوده نادرست * بلكه بوده بر صلاح غير و بر آنها درست )
ديگرى را رهنمائى مىنمايد بر صراط * خود ولى مديون گمراهيست در اين ارتباط
پيروى دارند مردم ، از چنين سرگشته مرد * ليكن او در راه طغيان و معاصى رهنورد
حقّ خود را روى استيفاء ستاند از انام * بر خلاف آمد ولى در حقّ مردم اين مرام
خوف دارد از انام ، امّا نه در راه خدا * ( تا فراهم باشد ايزد را زمينه بر رضا )
از خدا باكى ندارد در خصوص خلق او * ( گر چه آنها را كند با مشكلاتى روبهرو )
سيّد رضى رحمة إله عليه فرمايد ، اگر در نهج البلاغه به غير از اين پند ، پند ديگرى نبود همين پندهاى دلنشين و حكمتهاى دلپذير براى عبرت و انديشه كافى بود
حضرت سيّد رضى ، آن راد مرد هوشمند * نكتهاى فرمود ما را نوشمند و سودمند