تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣

حكمت 141 قال عليه السّلام : ( درباره مقام و منزلت )

اى دل اندر خواب غفلت كى بدانى قدر خويش * تا نيابى فيض بيدارى ، ندانى قدر خويش 1 بر هلاكت اوفتاد آنكس كه خود را در نيافت * ( باش ، بيدار اى برادر ، سنگ غفلت سر شكافت ( تا ندانى كه چه نيكو گوهرى و درّ ناب * ( در نصيبت نيست پاى نيكبختى در ركاب ) ( يا اگر بيرون نهى پاى از گليم خويشتن * آن زمان بايد بپوشى از رذالت پيرهن ) يا على ( ع ) ، در قدر دانى ، بر تو دارم اقتداء * نيست ( ناهى ) را بجز فرزند عمران مقتداء

[ حكمت 142 ] مردى از آن حضرت درخواست كه او را اندرز دهد و آن بزرگوار تقبل فرمود .

پند و اندرز اى جوان ، اميّدارت مىكند * چونكه دنيا و عقبى رستگارت مىكند مردى از او خواست تا با پند خرسندش كند * بلكه او با اين نمط ياد خداوندش كند تا چنين فرمود آن مولاى ارض و آسمان * طىّ گفتارى لطيف و حيرت‌آور در بيان 1 بىعمل ، ممكن نباشد بر تو فيض اخروى * ور برايت طول آمال است و حظّ دنيوى فيض اخرى بر كسى حاصل نيايد بىعمل * تا كه او را نيست توبه در تطّول بر امل قول او چون منطق ارباب زهد و اتّقاست * فعل او كردار دنيا دوستان و اشقياست ( فرقه‌اى هستند در گفتار ، همچون اتقياء * ليك در كردار ، مانند عصات و اشقياء ) ( در بيان گويند قول زاهدين زنده ياد * در عمل ويند ، راه سفلگان بد نهاد ) ( بر چنين مرد نبايد اعتماد و ائتمان * كس نباشد از چنين خوى مغاير در امان ) گر به او اعطاء كنند از مال دنيا ، سير نيست * گر ز اعطاء منع گردد بر قناعت چيز نيست
اراده آن حضرت ، از ادامهء پندهاى انسان ساز آنست كه سؤال كننده را متوجّه خود سازد و خاطر او را با مواعظ دلنوازش اشباع نمايد .
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 403 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى