2 بهر هر چيزى زكاتى هست در شرع رسول * در اداء آن نباشد خاطر انسان ملول
ضمن قانون شريعت ، با روند مستدام * بر بدنها هم مقّدر شد ، مسمّى بر صيام
( گر چه در ظاهر توانها در بدن كم مىشوند * ليك من باب روان و روح ، محكم مىشوند )
( مال انسان گر چه نقصان مىپذيرد با زكات * ليكن افزونى دهد ، پروردگار كائنات )
3 سهم زنها از جهاد و جنگ و ميدان نبرد * آنبود كه در تلاقى مهر ورزد روى مرد
با جهاد نفس مىآيد به ميدان ، ضمن آن * آشكارا و نهان باشد به شوهر مهربان
( ناهيا ) در مهر زن فكر و تأمّل بايدت * مهر او گر قهر هم باشد ، تحمّل بايدت
حكمت 132 قال عليه السّلام : ( درباره صدقه )
رزق ، كى از آسمانها نازل آيد بر زمين ؟ * آن زمان كه اهل آن بخشنده باشد در زمين
1 با عطيّه ، رزق را نازل نمائيد از سماء * ( تا به استنزال « 1 » آن انگيزه باشد ، از خدا )
هر كه بر اخذ عوض باور نمود و اعتماد * در خصوص بخشش و اعطا ، جوانمرد است و راد
( با وجود باور قلبى كه دارد در عوض * اين عمل را بر وجود خود نموده مفترض « 2 » )
هر كه اميّد عوض دارد ز باب كردگار * ( ناهيا ) از خود نمايد بخل و زفتى « 3 » بر كنار
حكمت 133 قال عليه السّلام : ( درباره روزى )
شيعيانرا از على ( ع ) آمد پيام دلنواز * دقّتآور ، اى برادر بر زخارف دل مباز
هامش
( 1 ) استنزال طلب فرود آمدن
( 2 ) مفترض واجب شده
( 3 ) زفتى بخل ورزيدن