باز ، تعبيرى رساتر از همين موضوع ، و ترسيمى فراتر از همين مفهوم ، و تصويرى پاياتر از همين مرقوم .
هر نفس ، بر ما منادى مىزند اين صوترا * كلمهء بسيار كوبنده ( لدوا للموت را )
( و اجمعوا ) از مال و دارائى و ثروت ( للفنا ) * چون كه محكوم است ما را زندگانى بر فنا
مىرسد بر ما دمادم از منادى اين خطاب * ( ناهيا ) هر چند مىسازند ( و ابنوا للخراب )
حكمت 128 قال عليه السّلام : ( درباره دنيا )
نكهت اندرز نيكو بر مشامم مىرسد * بوى مشك باغ مينو « 1 » بر مشامم مىرسد
1 واله « 2 » دنيا نشد فرزند آگاه اى جوان ) * اين جهاندار ممّر « 3 » است و گذرگاهاى جوان
( چند روزى با تو در اين زندگانى همره است ) * دست او در نصرت و يارى رسانى كوته است )
كاروانرا در گذرگاه زمانه معبر است * همچو از خشكى به خشكى روى شطىّ قنطره « 4 » است
مردم آن بر دو دسته منقسم گرديدهاند * هر يكى راهى براى خود تدارك ديدهاند
دستهاى خود را بنفس خود نموده واگذار * كيفرش را مىكشد قبل از قيامت در مزار
قوم ديگر راحت خود را بطاعت مىخرند * پس بدينسان كوله بار عتق با خود مىبرند
قوم اول با هزاران رنج كيفر مىكشند * طبق آيات اللهى ، در عذاب و آتشند
قوم ثانى را ولى الطاف ايزد شامل است * ( ناهيا ) ما را به اين مردان ، ارادت كامل است
هامش
( 1 ) مينو بهشت
( 2 ) واله شيفته
( 3 ) ممّر گذرگاه
( 4 ) قنطره پل