در حقيقت ، مرگ ايشان رهگشاى مرگ تست * گر بدانى مرگها ، راهى براى مرگ تست
امام در اين فراز از بيان ، دنيا را بر خلاف انديشههاى واهى ، به نيكى توصيف مىفرمايد .
جاى صدق است اين جهان بر آن كسى كه صادق است * ( بر اساس نور ايمان ، بر غرائز فائق است
3 باورش دارد كه او را ره گشايد بر رشاد * ( مىبرد با ارمغانى از سعادت ، بر معاد )
جايگاه ايمنى باشد براى اهل هوش * آن كسى كه پند دنيا را سپرده بيخ گوش
پايگاه قدرت است و جايگاه اقتدار * بر كسى كه بسته است از زاد و توشه كولهبار
متّعظ « 1 » را جاى پند است و سراى موعظه * ( خيرخواه و متّقى را نيز ، جاى موعظه )
مسجد احباب ايزد ، سجدهگاه اوصياء * مهبط « 2 » وحى اللهى ، بر تبار انبياء
جاى كسب سود بىپايان ، براى اولياء * ( كسب گاهى بس رخاگستر ، براى اصفياء )
رحمت و فضل خدا دارند بر خود اكتساب * از ذمائم مىكنند از روى رغبت اجتناب
كسب ايشان باشد از دنيا بهشت جاودان * رونق بازار جنّت نيست الّا زين جهان
پس كجايند آنان كه ذمّ دنيا را در محافل و مجالس نقل دهان كردهاند و زمزمه لسان ؟
4 پس كدام است آن كسى كه ذمّ دنيا را بيان * مىكند در مجلس و محفل براب اين و آن
حال آنكه ، او جدائى را بخلق اين زمين * كرده ابلاغ از طريق آگهىها پيش از اين
داد مردم را نشان با ابتلايش ابتلاء * تا مگر محذور باشند از قيامت ، از جزا
با نشاط خود ، نشاط آخرت را جلوه داد * تا اميد خلق ، در اين راه ، يابد ازدياد
5 شب نمايد ، با نشاط و تندرستى چون در آن * خلق هستند از فشار رنج و آزار ايمنان
در پى شب ، مىكند با رنج و محنت بامداد * تا كند ترغيب مردم بر سلوك و انقياد
هامش
( 1 ) متّعظ پند پذير
( 2 ) مهبط جاى فرود