از معاصى بر حذر دارد ، بطاعت بر كشد * تا مگر خوف خدا در قلب مردم سر كشد
( خلق را مايل نمايد ، بر عطاى ايزدى * سوىشان مشمول گرداند رضاى ايزدى )
سخت باشد بر گنهكاران ، صباح رستخيز * چون نخواهد بود ايشان را فراغت برگريز
دستهاى آن روز ، دنيا را نكوهش مىكنند * ( نيست چون در اختيار ، آنچه پژوهش مىكنند )
( مىچشند آنوقت با هم ، جام تلخ رنج را * چونكه گم كردند در دنيا كليد گنج را )
امّا ، نكوكاران ، بامداد رستاخيز دنيا را به نيكوئى مىستايند و به تربت آن دست نيايش مىسايند .
گر چه مذمومش بدانستند آن را طالحان * مىستايندش ولى روز قيامت صالحان
( با زبان آشنائى ، شاد و خشنودند از آن * اينكه فيض آخرت بر خويش افزودند از آن )
پندشان داد ( آنچنان پندى كه قرآن داده است ) * آنچه رسم رهنمايان و طريق قاده است )
جاى خوشبختى كه ايشان هم قبولش داشتند * ( در حقيقت بر مراد دل قدم بر داشتند )
بس خبرها داد ، آنها هم پذيرفتند خوش * بر چنين اقبال ، ( ناهى ) مرحبا گفتند خوش
حكمت 127 قال عليه السّلام : ( درباره پايان دنيا )
شد مقدّر ، از خداوند توانا در جهان * بندگانرا در نهانىها ، نهانى ديدبان
دمبدم فرياد مىدارد منادى از سماء * در نهانى ، گوش جان بايد براى اين ندا
1 هر كه از انسالتان در ارض هستى زد قدم * گامها بر دارد آخر عاجلانه بر عدم
هر چه بر خود جمع داريد از منال و ملك و مال * زير اقدام فلك خواهد شد آخر پايمال
هر چه ضمن زندگى آباد سازيد از سرا * عاقبت مخروبه خواهد گشت و ويران از بنا