تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
از معاصى بر حذر دارد ، بطاعت بر كشد * تا مگر خوف خدا در قلب مردم سر كشد ( خلق را مايل نمايد ، بر عطاى ايزدى * سوىشان مشمول گرداند رضاى ايزدى ) سخت باشد بر گنهكاران ، صباح رستخيز * چون نخواهد بود ايشان را فراغت برگريز دسته‌اى آن روز ، دنيا را نكوهش مىكنند * ( نيست چون در اختيار ، آنچه پژوهش مىكنند ) ( مىچشند آنوقت با هم ، جام تلخ رنج را * چونكه گم كردند در دنيا كليد گنج را )
امّا ، نكوكاران ، بامداد رستاخيز دنيا را به نيكوئى مىستايند و به تربت آن دست نيايش مىسايند .
گر چه مذمومش بدانستند آن را طالحان * مىستايندش ولى روز قيامت صالحان ( با زبان آشنائى ، شاد و خشنودند از آن * اينكه فيض آخرت بر خويش افزودند از آن ) پندشان داد ( آنچنان پندى كه قرآن داده است ) * آنچه رسم رهنمايان و طريق قاده است ) جاى خوشبختى كه ايشان هم قبولش داشتند * ( در حقيقت بر مراد دل قدم بر داشتند ) بس خبرها داد ، آنها هم پذيرفتند خوش * بر چنين اقبال ، ( ناهى ) مرحبا گفتند خوش

حكمت 127 قال عليه السّلام : ( درباره پايان دنيا )

شد مقدّر ، از خداوند توانا در جهان * بندگانرا در نهانىها ، نهانى ديدبان دمبدم فرياد مىدارد منادى از سماء * در نهانى ، گوش جان بايد براى اين ندا 1 هر كه از انسال‌تان در ارض هستى زد قدم * گامها بر دارد آخر عاجلانه بر عدم هر چه بر خود جمع داريد از منال و ملك و مال * زير اقدام فلك خواهد شد آخر پايمال هر چه ضمن زندگى آباد سازيد از سرا * عاقبت مخروبه خواهد گشت و ويران از بنا
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 391 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى