تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
اى اسيران ، در قبور غم ، معطّل ماندگان * در لحود انزواء از دار فانى راندگان در ديار وحشت و غربت مرارت خوردگان * بر مكان تنگ تنهائى پناه آوردگان نااميدانيد و از ترسندگان روزگار * ( بيكسانيد و ز كس يارى نداريد انتظار اى كه اندر مدخل تاريك مسكن كرده‌ايد * زير خاك تيره را بر خويش مدفن كرده‌ايد جمله ، پيش از ما بدين هامون وحشت آمديد * ( بر متكّائى ز سنگ و خاك تيره لم زديد ) ما شما را پيروان و عاجلانه لاحقيم * ( پس شما بر ما و ما بر نسل آتى سابقيم ) خانه‌هائى كه شما را داشت وجه اختصاص * ( هست اينك جملگى در اختيار قوم خاص ) آن زنانى كه شما كرديد بر خود اختيار * شوهران ديگرى دارند اكنون در كنار ( كرده‌اند ابدان تانرا خاكمال و خاكپوش * ليك آنها مىكنند آغوش شوهر ، خواب نوش ) آنچه دارائى و ثروت داشتيد و پول و مال * داده شد مجموعشان بر نام ورّاث انتقال اين خبرهائيست موجود و مسلّم پيش ما * ( تا بيان كرديم از روى محبّت ، بر شما ) پس بگوئيد آنچه از اخبار داريد اختيار * ( تا كه ما را نيز لختى بر سر آيد انتظار )
حضرت ، به زبان حال ايشان چنين بيان مىفرمايد .
2 با سماحت « 1 » بر مقال آمد دوباره آن امام ( ع ) * اينكه ، مىگفتند گر دستور بودى بر كلام احسن الزّاد السّفر تقوى و پرهيز از خداست * متّقى را جاى وصف و جايگاه مرحباست ( ناهيا ) گر زاد راهت نيست گامت بسته است * نيكبخت آنكس كه از دنيا و عقبى رسته است

حكمت 126 از فرمايشات آنحضرت ( هنگاميكه شنيد مردى دنيا را نكوهش مىنمايد )

پس
هامش
( 1 ) سماحت جوانمردى