تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
كرد دنيا را بسى آباد و اخرى را رها * ( ناهيا ) هرگز مكن اخرى و دنيا را رها

حكمت 122 قال عليه السّلام : ( در زيان كوتاهى در بندگى )

ديدگان را اى جوان ، از خواب غفلت بازدار * بخشى از اوقات را معطوف بر اين راز دار 1 آن كسى كه دارد اندر كار و كوشش كوتهى * ( مىكشند او را ادانى « 1 » بر سبيل گمرهى ) ( از تلاش خود نيابد جز متاع دنيوى * در پى آن همره است او را ملال اخروى ) آن كسى كه در طريقت ، با خدا همراه نيست * در سعادت ، از خداوندش ، طريق و راه نيست آنكه از مالش نصيب و بهره بر اسلام نيست * بر مرادش ( ناهيا ) در باب رحمت گام نيست

حكمت 123 قال عليه السّلام : ( در نگهدارى تن )

شيعه را اين پند زيبا ، از امامش يادگار * ابتدائا پيكر خود را ز سرما دور دار 1 اوّل پائيز ، بايد از برودت احتياط * تا كه از سرما نيفتد اختلالى بر نشاط ليك آخر با مسرّت پيشواز آن رويد * تا شويد از نعمت باد بهارى مستفيد ( اوّل سرما ضرر دارد پس از گرماى صيف * مىزند بر پيكر انسان سالم چوب حيف ) ( باد مطبوع بهارى ، در پى برد شتاء * گلشن تن را همى بخشد نشاط جانفزا ) چونكه سرما بر بدن ، آن مىكند كه بر شجر * اوّلش سوزاند و آخر نشاند بر ثمر
هامش
( 1 ) ادانى مردم دون و پست و ارذل