تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
( سدّ مىبندند آسان ، پيش هر پيشامدى * چاره مىجويند قطعى بر نفوذ هر بدى ) 2 ما بنى هاشم ولى هستيم قومى از قريش * در بلندى جاى داريم از لحاظ بذل و جيش در سماحت فوق ايشان از همه بخشنده‌تر * در شدائد نيز هستيم از همه دل زنده‌تر از جوانمردان ايشانيم ، وقت مرگ و مير * مرگ را در راه قرآن مىپذيريم از ضمير از كسى باكى نداريم از طوائف از جنود * لشكر ايشان اگر بر ما بشورند همچو رود از بنين عبد شمس اصلا نداريم اضطرار * گر چه اولاد اميّه هست ، ضمن آن شمار بهره مىگيرند بسيار از طريق احتيال * از وجاهت دور مانده ، دير مانده از جمال ليك ما خوشرو ترانيم و زبان آورتران * ( ناهيا ) در پايگاه خير خواهى برتران .

حكمت 117 قال عليه السّلام : ( در ترغيب به بندگى )

باز مىآيد مرا بوى فصاحت بر مشام * مستم از اين بوى بهجت زا ، صباح و عصر و شام آن يكى دارد شما را بار منفى روى پشت * صاحبان پشتها را ضربهء اين بار كشت وين يكى را بار مثبت روى دوش و شانه است * صاحب اين بار را در كوى عزّت خانه است 1 اوّلى جرمى كه حظّ و لذّت آن بگذرد * صاحبش را ليك بر ديوان كيفر بسپرد دومى طاعت كه رنجش نيز دارد سر رسيد * ليك بر پاداش آن ، باز است چشم پر اميد رنج طاعت بهتر از ترك اطاعت ( ناهيا ) * اين عقوبت دارد و آن اجر طاعت ( ناهيا )