تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
جمله‌اى پرسيده شد از آن جناب مستطاب * در جواب ، اين نكته را تشريح فرمود آن جناب گفته شد او را كه چونى ، اى امير لا فتى * چيست سيّر اندورنى ، اى امير لا فتى ؟ 1 گفت چون است آنكه او را مىكشاند بر عدم * هستى و عمر مقدّر لحظه لحظه ، دمبدم ؟ تندرستى ، سست و بيمار و عليلش مىكند * ( تا بوقت مقتضى ، خوار و ذليلش مىكند ) مرگ ، او را مىكشد از مأمن و مأوى برون * ( خانه خالى مىشود از وى برون و اندرون ) با كه گويم ( ناهيا ) اين درد پنهانى ، چو من * بدترم ، آنسان كه كو ، آلوده دامانى « 1 » چو من ؟

حكمت 112 قال عليه السّلام : ( درباره آزمايش بندگان )

با نصيحت ، بر جهان بينى بيفزا اى جوان * با على ( ع ) بر قدرت دينى بيفزا اى جوان هوشدار و همّت آور از طريق انقياد * بر عموم ، اين گونه فرموده امام ( ع ) زنده ياد 1 اى بسا مردى كه با احسان و بذل كردگار * طىّ استدراج ، گردد در عقوبت برقرار ( چونكه ايزد هر چه ريزد بر سر او از نعم * مىگريزد جانب كفران نعمت ، باز هم 2 اى بسا مردى كه ستر استعارى در عيوب * جسم و جانش را باستغراق « 2 » برده بر لغوب « 3 » ( بسكه پنهان مانده او را هر بدى و اشتباه * پيكرش بيگانه مانده از ستوه انتباه ) 3 اى بسا مردى كه مدح نابجاى اين و آن * پيش او آورده از تخدير و فتنه ارمغان خودپسندى و تفاخر ، كرد منعش از سپاس * بر سر او ريخت نخوت ، گرد و خاك انتكاس حس قول خلق ، او را بود نعمت ليك او * اين حقيقت را نمىدانست بر خود آبرو 4 خالق منّان نفرموده كسى را امتحان * آنچنان كه امتحان عمر و مهلت در جهان
هامش
( 1 ) آلوده دامان تر دامن و كسى كه فضاحت ببار آورده ( 2 ) استغراق سخت بكارى مشغول شدن ( 3 ) لغوب رنجورى