حكمت 107 قال عليه السّلام : ( دربارهء اجرا كنندهء حكم )
مجرى احكام معبود است مولانا على * قائد انصار محمود است مولانا على ( ع )
1 امر ايزد را نخواهد كرد اجراء جز كسى * كاعتبارا باشد او را زين سجايا ملبسى
اوّلى آنكس كه او را با مدارا كار نيست * در ره احقاق حقّ او را ز مردم عار نيست
( رشوتى از كس نگيرد تا كه همراهى كند * در وظيفه آنچنانكه هست كوتاهى كند )
در چنين حال از تواضع دور تر باشد كه آن * ( تخم استخفاف كارد در دل پير و جوان )
دور دارد خويشتن را از كمند حرص و آز * بلكه باشد ( ناهيا ) از بندگان سرفراز
حكمت 108 قال عليه السّلام : دربارهء سهل ابن حنيف انصارى ،
آن زمان كه با حضرت از جنگ صفيّن بازگشت در كوفه وفات يافت . آن بزرگوار او را به جهت لياقت ، بيشتر از ديگران دوست مىداشت دربارهء او كه اهرم مقاوم لشكر اسلام بود و نيز عطف به دوستاران فرمود . اگر كوهى مرا دوست داشته باشد پاره پاره شده فرو مىريزد .
آن زمانكه بازگشت از جنگ ، سهل ابن حنيف * بوتراب اين گونه گفتا در خصوص آن شريف « 1 »
( در خور آن نيكمرد راد فرمود آن امام ( ع ) * گر به آن معطوف گردانى نگاه اهتمام )
1 گر ببندد شرط مهر و دوستى با من جبل * درد عشقش مىنمايد پاره پاره ، مضمحل
سيّد رضى عليه الرّحمة فرمايد ( معنى فرمايش امام آن است كه آزمايش عشّاق
هامش
( 1 ) شريف مصغّر شريف