تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
ايمنى بخشد اگر او را رفاه زندگى * غفلت او را مىنمايد رو سياه زندگى گر به دور او كشانند از مصيبت هاله‌اى * از زمانه مىرساند بر ملائك ، ناله‌اى ور بمالى دست يابد ، بر فراخى رو نهد * دست استغناء به او دستار نخوت مىدهد ( رنگ طغيان چهرهء او را ملّوث مىكند * خوى او را پيرو خوى مخنث مىكند ) فقر و فاقه گر زند او را زمانى نيش جوع * ناله‌ها دارد باوج آسمانها زين وقوع گر رسد او را ز جوع و تنگدستى رنج و نيش * ناتوانائى زند او را به سختى نيش و ريش ور به او آزار بخشد ديو سيرى در مزاج * مىچكاند پر خورى وى را مرار اختلاج ( هر كسى را زين حديث و پند ، سودى نايل است * پس براى ما از اين دل ، اين نتيجه حاصل است ) ( هر دلى كه گام بر دارد در طريق اعتدال * بيشتر توفيق دارد بر مرام ايده‌آل ) بهر دل هر نوع كوتاهى رساند اضطرار * شيوهء افراط هم ( ناهى ) نمايد بيقرار

حكمت 106 قال عليه السّلام : دربارهء دوازده امام ( ع )

اين حديث پر بها ، در اعتلاى اهلبيت * باشد از معصوم نام‌آور براى اهلبيت 1 نحن اهل البيت كنّا لللانام متّكا * و آنكه باشد بر غم و درد عقيده مبتلا ( تكيه‌گاه امّتيم و ملجاء هر بىپناه * قاصران و غاليانرا پشتبان و تكيه‌گاه ) ( هر كه دارد در طريق دين ، تكاسل يا قصور * التزاما بايد از آزاد راه ما عبور ) ( و آن كه كوتاهى و استيهان نمايد در شناخت * گر بما ملحق نباشد ساز بدبختى نواخت ) ( و آنكه از ما مىستابد در تماشى استباق * لازم آيد خويش را تعديل بخشد در وثاق ) گر كسى را بود در امر عقيده كوتهى * ( ناهيا ) او باز ماند طريق گمرهى