( اين بود در دهر فانى شيوهء شب زندگان ) * رد نگردد در چنين ساعت دعاى بندگان
جز كه فردى بوده باشد راهدار و باجگير * يا كسى كه ظالم است و بر ستمكاران ظهير
يا كسى كه راز مىگويد به ظالم از انام * يا كه ده يك مىستاند در معابر از عوام
سيّد رضى رحمة اللّه عليه فرمايد در اين حكمت ، عرطبه به معنى طنبور و كوبه به معنى طبل آمده يا بر عكس . ( لطفا به نهج البلاغه مراجعه فرمائيد )
اهل نقّاره ، دهل زن ، اهل كوبه ، ساز زن * صاحب طنبور و طبل و شيوه زشت كهن
( لا استجيب عند ربّى ربّ كلّ ما خلق * ادّعاى اهل بازى و دعاى بىنسق )
كوبه در نهج البلاغه طبل ، معنى شد ولى * در معنى طنبور آمد از على ( ع )
ليك ، گاهى كوبه طنبور است ( ناهى ) در كتاب * عرطبه طبل است گويا در بيان آن جناب
حكمت 102 قال عليه السّلام : ( در پيروى از دستور خداوند تعالى )
نكتههائى از فرائض بر ميان آورد امام * غول كفر و بت پرستى را بجان آورد امام
1 واجباتى از خدا فرمود ما را مفترض * پس نبايستى تباهش كرده باشيم از غرض
( هيچ مسلم را نشايد از فرائض اقتصار * غير اين صورت نبايد جز مجازات انتظار )
همچنان فرمود ما را نكتههائى از حدود * ( از قبيل جزيه و ارث و نكاح و هر چه بود )
( از چنين قانون اگر داريد قصد انصراف * منتظر باشيد بر انگيزههاى اختلاف )
دفترى بگشودمان از باب نهى ايزدى * ( تا بدان محفوظ ماند ، آرمان سرمدى )
منعمان فرموده در آن از قمار و از لواط * ( تكيه بر اينكه نيفتد بين انسال اختلاط )