سوّمى تعجيل ، يعنى طرح فوريّت در آن * روح هر انسان از اين كردار گردد شادمان
در چنين صورت بخواهنده گوارا مىشود * درد ( ناهى ) با چنين درمان مداوا مىشود
حكمت 98 قال عليه السّلام : ( دربارهء بعضى پيشامدها )
رهبر امّت به امّت پيشگوئى مىكند * پس نظر كن با چه تدبيرى نكوئى مىكند
1 روزگارى خواهد آمد بهر مردم كاندر آن * نيست محبوب و مقّرب جز سخن چين بينشان
همچنان زيرك نمىخوانند اهل روزگار * جز كسى را كه به شهرت فاجر است و زشتكار
مىشمارند اهل انصاف و مروّت را در آن * جزو اقشار سيه بخت و ضعيف و ناتوان
2 آن زمان ، انفاق را جاى غرامت مىبرند * ( و آن كه احسان مىنمايد بر ملامت مىبرند )
ارتباط قومى و پيوند خويشى آن زمان * جمله خواهد داشت عنوان ريائى بينشان
بندگى دارند جمله بر خداى لا ينام * ليك از راه مباهات و تفضّل بر انام
پس نتيجه از چنين كردارهاى نادرست * ( آن بود كه عزمها باشد ز بنيان پوچ و سست
آنچنان كه در حكومت فكر سلطان خم شود * شيوهء تدبير او از مرز ايقان خم شود
در حكومت با كنيزان مىنمايد مشورت * ( از كنيزى ، در صلاحيّت چه آيد مشورت ؟ )
كودكان و تازه رويانرا بيارد روى كار * ( در مديريّت از اين دسته چه آيد ابتكار )
آن زمان با خواجههاى خانه شورا مىكند * ( دود فتنه با همين كنكاش بالا مىكند )
( ناهيا ) اين نكتهها در ديدگاه بو الحديد * علم غيب است و از آن آحاد مردم مستفيد