تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
( دل به دنيا بسته ، هر مقدار بر آن دل ببست * با همان اندازه نيز از فيض عقبى دور جست ) در مثل مانند ، اين دنيا و عقبى بر دو زن * آنچنانكه شوهرى دارند تنها آن دو زن ( گر به اين نزديك باشد دور گردد زان يكى * پس نخواهد بود كس با چند همسر جان يكى ) پاى خود را ( ناهيا ) از كوى عقبى بر ندار * بر نصيب خود ز دنيا نيز بايد انتظار
وَ لا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيا
سوره قصص آيهء 77

حكمت 101 قال عليه السّلام : از نوف البكالى ابن فضالهء بكالى

داستانى گفت نوف ابن فضاله از على ( ع ) * اين حقيقت ، با تأنّى بر تو گردد منجلى در شبى ديدم على را از فراش خود برون * سير دارد در نظر بر آسمان نيلگون يافت در دل از ره علم لدنّى اين لزوم * تا نمايد در نگاه خويش سيرى بر نجوم كرد بر من تحت عنوان محبّت اين خطاب * خفته‌اى يا اينكه بيدارى بگفتم در جواب يا على بيدارم و فرمود بر من اين بيان * ( موجب سعد است بر آن كه بدارد گوش جان ) 1 اى خوشا در منقبت ، بر زاهدين اين جهان * راغبين و طالبين آن جهان جاودان آن گروهى كه گزيدند ارض خاكى را بساط * ( آشناى همدگر گشتند در اين ارتباط ) تربت آن را براى خويش بستر ساختند * آب آن را شربت نوشين مقرر ساختند جامه پوشيدند از قرآن ، مسمّى بر شعار * ملبسى نيز از دعا بر تن ، مسجّل بر دثار ( تا بدين‌سان زينت دل يافتند و اشتهار * از حوادث دور تر ماندند و كيد روزگار ) پيروى كردند در دنيا ، ز عيساى مسيح * از زهادت كام جستند و ز عيسى روح و ريح
يانوف ، حضرت داود نيز در اين ساعتهاى تاريك ، ناله مىنمود براى خداى لا شريك
2 در همين ساعات شب ، شب زنده دارى مىنمود * حضرت داود ، او را صد تحيّت صد درود