تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
در جوارح ظاهر آيد ، از دل اندر سركشد * از ذمائم دور باشد ، از محاسن ، بر كشد آنچنان علمى كه بىمعنى نباشد از عمل * ( ناهيا ) بلكه از آن محصول چينى بىخلل

حكمت 90 قال عليه السّلام : دربارهء بستوه نيامدن از علم

كس نداند چون على ( ع ) ارج و بهاى علم را * مىگشايد روى مردم باب‌هاى علم را 1 مىرسند اين قلبها از فرط پويش بر ستوه * ( خسته مىگردند چون پويندگان دست و كوه ) خسته مىسازند آنها را امور يكنواخت * ( آنچنانكه تنگناها جسمها را خسته ساخت ) آنچنانكه باز مىمانند ابدان از طرب * در مسير مشكلات و كارهاى روز و شب بهر رفع خستگىها لازم آيد اين روش * جملگى يابند در تحصيل حكمت پرورش در ادب كوشش كنند و اخذ حكمت مستدام * ( ناهيا ) تا مكتب حكمت نيفتد از قوام

حكمت 91 قال عليه السّلام : ( دربارهء اينكه نبايد از فتنه به خداوند استعاذه نمود )

شد احاله از امامت اين بيان مستند * ارزش هر آدمى ، از فتنه بايد سر زند 1 كس نيايستى پناه آرد خدا را از فتن * در كشاكشها شوند آحاد مردم مفتتن كس نباشد كه نشد پاگير دام امتحان * لازم است اين فتنه بر انجال آدم هر زمان گر همى خواهى گريز از پايبند اين سخن * استعاذت كن خدا را از مضلّات الفتن