گر ميان خلق ، استغفار گردد حكمران * آن زمان باشند جمله از عقوبت در امان
( سورهء انفال را خواندند اهل عقل و هوش * اهل ايمان نيز بر اين موهبت دادند گوش )
وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ
« 1 »
اين لطائف را كه استخراج فرمود از كتاب * از محاسن بود و الطاف شريف آن جناب
سيّد رضى عليه الرّحمة فرمايد
اينكه مولايم ز قرآن شاهد آورد و گواه * نعمتى باشد بمردم در خصوص انتباه
اين بيان از منطق قرآن گرفته ريشهاى * ( منطق فرزانه نيز از آن گرفته ريشهاى )
مو شكافيهاى موزونى كه در آن جا گرفت * در حقيقت روح استدلال از آن پا گرفت
( ناهيا ) سيّد رضى درك حقيقت كرده است * شهرهء درك على را بر جهان گسترده است
حكمت 86 قال عليه السّلام : ( دربارهء سعادت )
منطق مولى ( ع ) بر ما سراسر حكمت است * چون كلام آشنائى و نواى عصمت است
گفت بر اهل جهان پند لطيف و دلنشين * برتر است اهل حقيقت را ز طعم انگين
1 گر كسى اصلاح دارد بين خويش و كردگار * كردگارش مىكند محبوب اهل روزگار
( رونق و اصلاح عينى بر حياتش مىدهد * روى لطف ، از هر گرفتارى نجاتش مىدهد )
2 هر كه كوشد در رهائى از عذاب رستخيز * مىرهاند باز ، او را از ملال دهر نيز
مىدهد قرآن ، نويد جاودانى بر همه * اى عباد من چرا بايد ز روزى واهمه
وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ
« 2 »
هر كه را باشد ز نفس خود نصيح و واعظى * باشد او را از خداوند توانا حافظى
هامش
( 1 ) سوره انفال آيه 33
( 2 ) سورهء طلاق آيه 2