تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
هر كه با انديشه ، خود را از معاصى دور كرد * هر بلا را ( ناهيا ) از نفس عاصى دور كرد

حكمت 87 قال عليه السّلام : ( دربارهء روش تبليغ )

مىرسد بر گوش جان ، اندرزهاى دلپذير * گر پذيرد از دل و جان هر صغير و هر كبير كرد آن معصوم عالم ، عالم سرّ و نهان * اهل عالم را ز دلسوزى و رأفت اين بيان 1 مرد دانا و جهانديده كسى باشد كه آن * خلق را موهون نسازد از خداى مهربان ( خلق را نوميد كردن از خداى لا يزال * انحطاط و گمرهى همراه دارد با ملال ) و آنچه ايشان راست از عيش و معيشت از خدا * حيف باشد كه از آن مأيوس سازد بر ملا مكر ايزد را بياموزد بايشان روى لطف * ( تا صفا بخشد بافراد پريشان روى لطف ) ( ناهيا ) داناى فهميده برايت نعمت است * ورنه اين عيش و حيات و زندگانى نقمت است

حكمت 89 قال عليه السّلام : ( در نكوهش علم بىعمل )

حكمتى فرمود مولى در لطافت بىمثال * اهل عرفان و ادب را دلپسند و ايده‌ال 1 اوضع العلم « 1 » همان علمى بود كه در زبان * جاى گيرد ، ليك انسانرا نباشد سود از آن ( دانشى باشد كه از آن نيست اهلش مستفيد * پس نبايد بست بر آن علم بىپايه اميد ) ارفع العلم « 2 » همان باشد كه آن را ريشه‌ايست * يعنى مولود كمال و زادهء انديشه است
هامش
( 1 ) اوضع العلم پائين‌ترين علم ( 2 ) ارفع العلم بالاترين علم