تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
در گمانت گر قضا انجام گيرد در امور * كيفر و اجرى كجا امكان پذيرد در امور ؟ در كجا مىماند اجر خير و نيكى چون بهشت * با چه كس اعمال مىشد كيفر اعمال زشت ؟ از چنين انديشه‌ها اى مرد شامى در گذر * فطرت انسانى خود را مگردان بىثمر اين روش در سيرهء اصحاب شيطان آمده * از ميان پيروان او بميدان آمده بهر اين امّت مجو سند اين گروه خيره سر * جبرى و تفويضى و قومى ز ايمان در بدر
( لطفا جهت اطلّاع بيشتر به نهج البلاغه فيض الاسلام مراجعه فرمائيد ) فرمان خداوند سبحان در امر و نهى بندگان با تكليف آسان .
2 امر فرمود ايزد سبحان ز روى اختيار * بندگان را بر وظيفه ، در امور روزگار نهى فرمود از بدىها با عذاب نار خويش * ( تا همه بهتر بدانند اعتبار كار خويش ) خلق را با لطف خود تكليف كرده بر يسير « 1 » * ليك ايشانرا نفرموده مكلّف بر عسير « 2 » ( تا كه در انجام‌شان سختى نيايد روى كار * چون خدا را جز سهولت نيست در كار انتظار ) مىدهد كردار اندك را سزاى بيشتر * بر قليلى از عبادتها عطاى بيشتر بهر او عصيان ندارند اينكه مغلوبش كنند * ( يا بنافرمانى ، از تسخير ، مسلوبش كنند ) خلق از او ، فرمان ندارند اينكه مجبورش كنند * تا بدين‌سان از قضا و امر آن دورش كنند ) بلكه داده جمله را حين تسلّط اختيار * با فراهم كردن اسباب كلّ و كار و بار انبياء خود نياورده به بازى روى كار * يا كتاب و شرع را در كارگاه روزگار ( بلكه آنها را بنام رهنمايان بر بشر * همچو اينها را چراغ راههاى پر خطر ) ( تا اطاعتگر ره توفيق گيرد بر بهشت * آنچه نافرمان و طاغى رايگان از دست هشت ) هم نياورده زمين و آسمان را بر وجود * عاطل و بى جا و باطل ، آن خداوند و دود و آنچه در محدودهء آنهاست باطل نيستند * بر اساس حكمت و علمند ، عاطل نيستند
هامش
( 1 ) يسير آسان ( 2 ) عسير دشوار
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 353 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى