تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
1 بر حذر مىدارم از غوغاى روز رستخيز * در وصيّت مىنگارم مر شما را پنج چيز در به دست آوردن اين پنج چيز پر ثمر * گر بكام اضطرار افتيد و دام دردسر اسبها رانيد و همچون اشتران باد پا * در نظرگاه اولوا الحكمت نيفتد ناروا اوّل آنكه كس نبايد كام جويد يا مرام * جز ز يزدانى كه بخشيده جهانرا انتظام ( چونكه آن مستلزم اخلاص باشد در عمل * هر كه آن را يافت هست اميّد بر او محتمل ) دوّم آنكه كس نترسد جز گناه خويشتن * ( بلكه بايد از خدا جويى بپوشد پيرهن ) ( چون مراد از ترس ، ترس از انتقام ايزد است * واى بر آنان كه ايشانرا صفاتى ازدد است ) سوّم آنكه كس نبايد شرم و استحياء كند * ز آنچه پرسند و نمىداند ، نداى لا كند چارمى ، از شرم مىبايست باشد بر حذر * در خور آموزش علم مفيد و پر ثمر همچو استحياء نبايستى نمايد هيچكس * طىّ هنگاميكه دارد بر تعلّم دسترس ( در چنين مورد وجود شرم ، اخلال آورد * ديگرى را نيز ، بر بند تباهى مىبرد ) ( گر مقيّد بر حيا گردد نگردد نيكبخت * بلكه مىسازد سهولت را براى خويش سخت ) ( در چنين صورت بجهل خويش ماند استوار * تا كه در پايان چه خواهد كرد با او كردگار ) بر شما صبر و شكيبائى سفارش مىكنم * پنجمى را با چنين عنوان نگارش مىكنم ( از كمالات ، هيچ يك خالى نباشد از شكيب * هر كمالى دارد از صبر و شكيبائى نصيب ) صبر را در پيكر ايمان چو سر دانند خلق * پيكرى گر سر ببازد مرده مىخوانند خلق پيكر بىسر ندارد خير و سودى در وجود * ( هيچ موجودى از آن پيكر نخواهد ديد سود ) نيز ، ايمانى كه در آن نيست رنگى از شكيب * ( باشد از معنا و مفهوم تعالى بىنصيب ) ( ناهيا ) پند على را گوش معنى داده‌ايم * اهل تقواييم و در دنيا قلندر « 1 » زاده‌ايم
هامش
( 1 ) قلندر درويش و يا قوى