حكمت 77 قال عليه السّلام : ( نيز دربارهء حكمت )
بحث حضرت بار ديگر در خصوص حكمت است * نكتههائى بس فراتر ، در خور اين نعمت است
1 در حقيقت ، اين گهر ، مفقود مؤمن بود و هست * چون سزاوار است آن را در طريقت ، حق پرست
لازم است آن را بجويد از خلال روزگار * از مشاهير زمان و از رجال روزگار
هر كجا ، هر كجا ، ز هر ذكر و تكلّم هر بيان * ( ناهيا ) از هر كتاب و هر تفكر ، هر زبان
حكمت 78 قال عليه السّلام : ( دربارهء هنر )
بر زبان پاك حضرت ، از هنر آمد سخن * شاد گرديد از چنين گفتار شايان ، جان و تن
1 ارزش مردان همان باشد كه دانند از هنر * ( خلق را با مهربانى ، بر فشانند از هنر )
سيّد رضى فرمايد
اين سخن را مثل و همتائى نباشد در بها * ( آنچنانكه بر احاديث و كلام انبياء )
سنجش حكمت ، به اين گفتار شايان نارواست * پس چنين انديشه را مقدار و ارزش با خداست
چونكه حكمت بر چنين گفتارهاى دلنشين * ( ناهيا ) سيّد رضى گويد ، نباشد جاگزين
حكمت 79 قال عليه السّلام : ( دربارهء اندرز )
مىرسد بر روضهء جان ، بوى ازهار وفا * نور مىبخشد فراوان ، جند انوار وفا