تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
1 آنچه بر ظرف و مكان گنجد نماند جاودان * و آنچه بر معدود پيوندد ، نماند جاودان و آنچه در دنيا مقدّر گشت ما را از خدا * دير يا زود آن مقدّر نيز يابد انقضاء اهل تقوى بر چنين دنيا نخواهد داد دل * محكم است اين فرقه را بنياد و استعداد دل پس هر آنچه آفريد آن كردگار بردبار * ( ناهيا ) يكباره خواهد گشت آخر تار و مار

حكمت 73 قال عليه السّلام : ( در انديشهء پايان كار )

مرد بر خود مىنمايد كار نيكو اختيار * عاقلان باشند در انديشهء پايان كار 1 آنزمانكه مشتبه گردد امور روزگار * مىرسد آنگه قياس و ارزيابى روى كار ( پس اگر آغازشان نيكوست نيكو بشمرند * ورنه از آن با كمال بردبارى بگذرند ) نيكىاش را حمل بر پايان نيكى مىبرند * ليك فرجام « 1 » و نهايت را ( بناهى ) بسپرند

حكمت 74 قال عليه السّلام : ( دربارهء دنيا )

خبرى از ضرار ابن ضمرهء ضبابّى از خواصّ اصحاب امام عليه السّلام . آنگه كه پيش معاويه آمد ، معاويه سئوالى در رابطه با امير المؤمنين پرسيد . ضرار گفت گواهى مىدهم ، هنگاميكه پرده‌هاى سياه شب گسترده بود در محراب عبادت ايستاد ، ريش خود را در كف دست گرفته مىپيچيد ( يتململ تململ « 2 » السّليم و يبكى بكاء الحزين )
هامش
( 1 ) فرجام انجام و پايان ( 2 ) تململ پهلو به پهلو غلطيدن
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 350 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى