حكمت 66 قال عليه السّلام : ( دربارهء آرزوها )
اين حديث پر بها كافى است ما را تا ابد * طالبان را قدرت انديشه بخشد در خرد
1 گر بدانچه خواستى نايل نگشتى غم مدار * ( باز اين سر خوردگى را فتح و پيروزى شمار )
( آنچه بر دستت نيامد ، زود ابرو خم مكن * با چنين پر خاشجوئى شكوه از عالم مكن
خفّت عقل است با يأسى بريدن از هدف * مشكل است آنگاه ( ناهى ) كشف گوهر از صدف
حكمت 67 قال عليه السّلام : ( در نكوهش نادان )
بر دل ما نكتههاى تازه گنجانيد امام ( ع ) * روى آن اهل جهالت را شناسانيد امام ( ع )
( دور مىباشد ز هر افراط و تفريط اهل حال * دارد از دور جهالت در دل اندر صد ملال )
1 ليك در جاهل نشان اين ذمائم روشن است * در وجودش اين دو خوى زشت ، دائم روشن است
جاهلان بر خصلت مطلوب دارا نيستند * يعنى از موضوع اين مبحث مبرّى نيستند
پس مر ايشان را چنين خصلت نشان مبرم است * خوش به حال آنكه ( ناهى ) جايگاهش محكم است
حكمت 68 قال عليه السّلام : ( در نشانهء عقل )
بشنو ايدل عقل كلّ ، از عقل مىگويد سخن * با مواعظ مىرهاند اهل دل را از محن
آنزمان كه عقل ، كامل گشت و لم زد بر كمال * صحنه را خالى كند الفاظ بى جا در مقال