تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥

حكمت 61 قال عليه السّلام : ( دربارهء غفلت )

در مثل اهل جهانرا رفتنى داند امام ( ع ) * در مغاك تنگ مرقه خفتنى داند امام ( ع ) * 1 كاروانند اهل دنيا جمله خفته در منام مىبرند اين كارون را ساربانان صبح و شام * ( سر زده - غفلت زده - زار و ملنگ « 1 » و بىخبر مىگذارد روز و شب را عاجلانه پشت سر ) * ( مىرسد بر جايگاه خويش روزى ناگهان يا به تعبير رساتر ، بر مقرّ جاودان ) * ( از منادى مىرسد امر توقّف از قضاء كاى فلانى يافت عمر و زندگانى انقضاء * كوله‌بار خويش را ناهى نيفكن بر زمين مالك موت و توفّى سر بر آورد از كمين

حكمت 62 قال عليه السّلام : ( در زيان بىكسى )

صحبت از دورى ز ياران است و فقد دوستان * غم بود ما را اگر خشكيده باشد بوستان 1 قال مولىنا كه فقدان احبّه غربت است * ( ليك با ايشان هماهنگى كمال قربت است ) دورى از ايشان بود مانند دورى از وطن * ( ناهيا ) بشنو بيان مستثار مؤتمن

حكمت 63 قال عليه السّلام : ( در ترغيب زير بار منّت ناكسان نرفتن )

تا توانى زير بار منّت ناكس مرو * اكمل اين نكته را از مقتداى ( ع ) خود شنو
هامش
( 1 ) ملنگ مست و بى خود
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 345 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى