حكمت 59 فرمايش آن بزرگوار كه ( در عوض دادن به كار نيك ) فرموده :
از تحيّت نكتهاى آورد مولى بر ميان * اهل مجلس را همه انگشت حيرت در دهان
1 آن زمانكه بر تحيّت مفتخر گشتى ز كس * بهتر از آن را بسوى او اشارت دار و بس
آيهاى ما را به اين مضمون ، دلالت مىكند * از تحيّت بهر يكديگر ، حكايت مىكند
وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها
« 1 »
2 و آن زمانكه دست نيكوئى برايت باز شد * ( در حقيقت از تو هم باب رعايت باز شد )
گر نكوئى را به نيكوئى اجايت كردهاى * ( آنزمان امر امامت را اطاعت كردهاى )
گر چه او را شامل است هر برترى و امتياز * چونكه او بود ابتدائا باب نيكى كرد باز
( سالها بوديم آخر در تلاش و در جهش * تا به نيرو و توان كامل نمائيم اين روش )
نسخهاى بر داشتيم از طرح ابن بو الحديد * بلكه آن را ( ناهيا ) اعلام دارى با نويد
حكمت 60 قال عليه السّلام : ( در سود شفاعت )
نكهت از هار گلشن ، بر مشامم مىرسد * يعنى از صاحب سخن ، پند و پيامم مىرسد
1 الشّفيع كان للطّالب « 2 » جناح و بال و پر * تا به آن اهداف خود را مىرساند بر ثمر
با جناح انجام گيرد در فضا پرواز طير « 3 » * ورنهاى ( ناهى ) پرنده باز مىماند ز سير
هامش
( 1 ) سورهء نساء آيهء 88
( 2 ) الشّفيع كانّ للطّالب خواهش را بجاى آورنده ، براى خواهش طلب مانند بال و پر است
( 3 ) طير جمع طائر يعنى پرنده