تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤

حكمت 59 فرمايش آن بزرگوار كه ( در عوض دادن به كار نيك ) فرموده :

از تحيّت نكته‌اى آورد مولى بر ميان * اهل مجلس را همه انگشت حيرت در دهان 1 آن زمانكه بر تحيّت مفتخر گشتى ز كس * بهتر از آن را بسوى او اشارت دار و بس آيه‌اى ما را به اين مضمون ، دلالت مىكند * از تحيّت بهر يكديگر ، حكايت مىكند
وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها
« 1 »
2 و آن زمانكه دست نيكوئى برايت باز شد * ( در حقيقت از تو هم باب رعايت باز شد ) گر نكوئى را به نيكوئى اجايت كرده‌اى * ( آنزمان امر امامت را اطاعت كرده‌اى ) گر چه او را شامل است هر برترى و امتياز * چونكه او بود ابتدائا باب نيكى كرد باز ( سالها بوديم آخر در تلاش و در جهش * تا به نيرو و توان كامل نمائيم اين روش ) نسخه‌اى بر داشتيم از طرح ابن بو الحديد * بلكه آن را ( ناهيا ) اعلام دارى با نويد

حكمت 60 قال عليه السّلام : ( در سود شفاعت )

نكهت از هار گلشن ، بر مشامم مىرسد * يعنى از صاحب سخن ، پند و پيامم مىرسد 1 الشّفيع كان للطّالب « 2 » جناح و بال و پر * تا به آن اهداف خود را مىرساند بر ثمر با جناح انجام گيرد در فضا پرواز طير « 3 » * ورنه‌اى ( ناهى ) پرنده باز مىماند ز سير
هامش
( 1 ) سورهء نساء آيهء 88 ( 2 ) الشّفيع كانّ للطّالب خواهش را بجاى آورنده ، براى خواهش طلب مانند بال و پر است ( 3 ) طير جمع طائر يعنى پرنده