تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
سيّد رضى عليه الرّحمة و المغفرة ، مؤلّف نهج البلاغه فرمايد .
در جهان زندگى ، اندرز مولى جان ماست * جان ما مديون گفتارش كه ما را گفت راست نيست پاداشى به بيمارى و اجرى بر مرض * ليك امحاء گناهان اجر باشد در عوض بر اساس آن ، مرض كفّاره باشد بر گناه * تا پذيرد بنده از تغيير ايّام ، انتباه پس عوض گردد مرض ، با فعل ايزد در عباد * نيست در افعال خلقت نااميدى بر عباد بين پاداش و عوض يك امتياز واضح است * آن چنان كه در بيانات امام ( ع ) ناصح است هر كسى را ثبت شد بيمارى اندر سرنوشت * كردگارش ( ناهيا ) محو گناهان بر نوشت

حكمت 41 قال عليه السّلام : دربارهء ( نيكى و اوصاف پسنديده )

يا على ، حىّ جهان گستر ظهير و ياورت * ذكر خير آوردى از خبّات فرزند ارتّ « 1 » بود او از اهل دانش همجليس مصطفى ( ص ) * ياور آن پاك سيرت آن رسول خوش لقاء ( ص ) ( فردى از اعضاء هجرت بود عهد آن رسول ( ص ) * مرگ احمر يافت در صفيّن به جان او حلول ) ( بر نماز او علىّ المرتضى شد مقتداء * مقتدى گشتند مردم در پى آن پيشوا ) ( گشت مدفون در برون كوفه آن نيكو منش * بين مردم ماندگار آمد دوام اين روش ) ( امر تدقين قبل او در خانه بود و پيش آن * گشت امّا اين روش يكباره خوار و مستهان ) 1 رحمت ايزد به خبّاب ، آن نكو سيرت كه او * ( اسلم ) از روى تقوى ، با كمال آبرو از وطن هجرت نمود آن رادمرد بردبار * ( نى ز روى جبر ، بلكه از طريق اختيار ) ( محضر پيغمبر ( ص ) آمد با كمال اشتياق ) * تا بيابد در حضورش افتخار التحاق از متاع زندگانى هم قناعت مىنمود * در ميان ، حدّ كفايت را به خوبى مىستود
هامش
( 1 ) ارتّ نام شخصى كه فرزندش خبّاب است ( خبّاب ابن ارتّ )
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 335 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى