( هر خردمند از مفاهيم فرائض آگه است * قرب دور است از كسى كه دستش از آن كوته است
( كيفرى همراه دارد ، كوتهى از واجبات * بر عقوبتها فراهم مىنمايد ، موجبات )
( ناهيا ) قرب و تمّرد ، در مكانى جمع نيست * آنچنانكه اين دو مطلب در معانى جمع نيست
حكمت 39 قال عليه السّلام : ( در نكوهش احمق )
سوى عالم آگهى داد آن امام خوش مآل ( ع ) * در قياس عاقل و احمق ، به طرز ايدهآل
1 اين سخن از آن امير خوشمقال نيكخوست * مرد عاقل را زبان ، اندر قفاى قلب اوست
بر خلاف آمد ولى در فرد احمق اين بيان * پس دل او در حقيقت جا گرفته پشت آن
( عاقل آنگه كه زبان و لب گشايد بر سخن * سعى دارد كه همى سنجيده گويد ، پر ثمن )
بىخرد امّا هر آنچه خواست آرد بر زبان * بر نينديشد كه گفته سود دارد يا زيان
سيّد رضى رحمة اللّه عليه مىفرمايد : اين فرمايش امام ( ع ) ، بيانگر نيكوترين معانى و لطيفترين مضامين حقيقت است .
حضرت سيّد رضى دامت عليه لطف حقّ * بر افاضات و عنايات الهى مستحقّ
در خور فرمايش مولى چنين فرمود او * كاين خطابه از متونى مبرم است و بس نكو
معنىاش اينكه خردور بر زبانش صاحب است * ( رشتهء گفتار او با محتوائى صائب است )
تا سخن را بر نياميزد بتقوى يا صلاح * در محافل مىنيارد بر حساب اصطلاح
بىخرد امّا به بيرون دادههاى فام خويش * در پى گفتار دارد از تأمّل گام پيش
قول او بر فكرت و انديشه دارد استباق * ( زين جهت سر بر نمىآرد هلالش از محاق )
پس بدان ماند ، زبان مرد عاقل در سخن * پيرو قلب است و بر فرمان عقل مؤتمن