ليك قلب بيخرد دستور گيرد از لسان * ( راه خود را مىنوردد بر اساس امر آن )
اين معانى از على ( ع ) با لفظ ديگر نيز هست * ( پس همى خوانم عيان از آن امام حقپرست )
2 قلب احمق در دهان اوست پيدا ، در مقال * پس زبان مرد عاقل از دل آيد بر مقال
( ناهيا ) خوش گفت مولى يادگير و سر متاب * ورنه خواهى ماند در بيغولههاى اضطراب
حكمت 40 قال عليه السّلام : ( دربارهء اينكه بيمارى سبب آمرزش گناهان است )
باز مىآيد نواى دلنشينى از امام ( ع ) * مىنمايد دوستاران را بنغمهء شادكام
1 خالق ارض و سماء و كون و امكان كردگار * اجر و پاداشى به بيمارى نكرده برقرار
پس ثوابى در قبال آن نداده بر انام * بلكه آن را مايهء حذف گناهان برده نام
( آن زمان كه بنده را فرمود عليل و ناتوان * بذل مىدارد برات توبه او را ارمغان )
( بنده را آنگه به سختى مىفشارد روزگار * تا پشيمان گشته برگردد بسوى كردگار )
( گر بخواهد آشنا مىسازد او را با يقين ) * تا بريزد همچو برگ ، اجرام او را بر زمين
آدمى را نيست اجر ، الّا بقول و باللّسان * همچنان با دست و پا و سائر اندام آن
( نيست بيمارى ولى جزئى ز اعضاء در وجود * تا بيايد بهر انسان سودى از آن بر وجود )
2 بنده را معبود عالم در خور شايستگى * مىدهد اجر و ثواب و امتياز و رستگى
آنقدر كه در امور خير دارد انتهاز « 1 » * بذل مىدارد به او پاداش نيك و امتياز
بر اساس نيّت پاك است و فرط اهتمام * مبلغ و مقدار انسان ، روز محشر در مقام
آنكه دارد نيّت پاك و اصالت در سرشت * مىبرد خلّاق عالم در مقابل بر بهشت
هامش
( 1 ) انتهاز فرصت يا بى