تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
آن بزرگى كه گرامىتر شمارند اهل دين * حسن خلق و نيكخوئى كه سر ارد از يقين
يا بنىّ : هماره هوشيار باش ، و از احمق و بخيل و فاجر و كذّاب بر كنار .
2 يا بنىّ دور باش از ابلهان و احمقان * مىرسانندت بجاى نفع ، كوهى از زيان ( بسكه احمق مىنداند موجبات سود و ضّر * مر ترا شر مىرساند گر چه قصدش نيست شرّ ) 3 يا بنىّ بر حذر باش از رفاقت با بخيل * از تو دورى مىنمايد وقت حاجت بىدليل نيست او را اشتياق رفع حاجت در مزاج * زين جهت بر تو نينديشد بوقت احتياج باز مىدارد ترا آنچه نيازت بود و بس * بسكه زفتى « 1 » بر وجود او خمود افزود و بس 4 يا بنىّ دوستى هرگز نياور بر ميان * با گروه فاجر و بدكار و پست و بدگمان مىفروشد او بمزجاتى رفيق خويش را * بىبهانه ، بىبها ، يار شفيق خويش را ( آنكه داد از كف ، سعادت را به چيزى بىبها * بر وجود ارجمند تو ندارد اعتناء ) 5 يا بنىّ از رفيق غير صادق دور باش * از گروه كاذب و كذّاب و فاسق دور باش مىنماياند همى از ديدگاه خويش آب * ليك مستسقى « 2 » نخواهد يافت آن را جز سراب نقطهء نزديك را بر تو نماياند بعيد * از بعيد هم مىكشد تصوير روشن پيش ديد ( سخت را آسان نمايد بر مراد نفس خويش * سهل را هم سخت و مشكل ، نوش را هم همچو نيش ) دوستى با مردم نيكو نشان برتريست * اين سليقه ( ناهيا ) در خلق ، ايزد باوريست

حكمت 38 قال عليه السّلام : در اهمّيّت دادن بواجبات

وجهه داده بر فرايض آن امام خوشنهاد ( ع ) * تا ببخشايد رجائى جاودانه بر عباد 1 آن زمان كه لطمه دارد بر فرائض مستحبّ * بنده را حاصل نمىآيد ، ثواب قرب ربّ
هامش
( 1 ) زفتى بخل ( 2 ) مستسقى تشنه