تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
1 اين چه رفتاريست ناباب و روندى ناروا * كز ره افراط ، با اين شيوه هستيد آشنا جملكى گفتند ما با اين طريق و اين مرام * بر رجال حكمفرما مىنمائيم احترام 2 مىكنم بر خالق ارض و سماء سوگند ياد * خالقى كه بر وجود آورد ما را اى عباد بر اميران ، از چنين رفتار موهون سود نيست * ( اين روند ناروا در مكتب محمود نيست غير از اين كه رنجشى بر خود تحمّل مىكنيد * تيره بختى را براى خود تقبّل مىكنيد ( چون خشوع خارج از موضع نشان ذلّت است * موجب و مستلزم هر گونه رنج و نقمت است ) 3 بس ، زيان‌آور بود رنجى كه در پى كيفر است * پس چنين رنجى به معناى حقيقى اخسر است ( جز خدا را ، گر فروتن بوده باشد آدمى * جاى دارد كه دچار آيد بخشم عالمى ) خير و نيكى نيست در رنجى كه باشد با رياء * بىريا باشيد بر مخلوق عالم در قفا رنج نابردن بسى نيكوتر افتد ( ناهيا ) * در قفاگر با نجات از نار يابد انتهاء

حكمت 37 قال عليه السّلام : لابنه الحسن السّلام

گفت مولانا على ( ع ) ، روى نصيحت اين سخن * يا بعنوان وصيّت بر وصىّ خود حسن 1 يا بنىّ ، آنچه مىگويم به خوبى گوش‌دار * حفظ كن بهر خود واغيار ، متن اين چهار ( راعى اين چار چيز اوّل تو هستى بعد از آن * از طريق امر بالمعرف ، بر اغيار خوان ) گر بجاى آورده باشى صادقانه اين چهار * از گزند آسوده مىمانى بلطف كردگار ( معنى اغنى الغنى عقل است يعنى هوشدار * ( تا توانى اى خردور از بلاهت « 1 » بر كنار ) ( اكبر الفقر ، از لحاظ متن و معنى ابلهى است * ( يعنى از عقل و خردمندى قصور و كوتهى است ) ( اوحش الوحشه ، به تعبير روانتر در ادب * ( عجب باشد در مراآت « 2 » رجال منتخب )
هامش
( 1 ) بلاهت نادانى ( 2 ) مراآت از مادهء رويت يعنى نشان دادن