1 اين چه رفتاريست ناباب و روندى ناروا * كز ره افراط ، با اين شيوه هستيد آشنا
جملكى گفتند ما با اين طريق و اين مرام * بر رجال حكمفرما مىنمائيم احترام
2 مىكنم بر خالق ارض و سماء سوگند ياد * خالقى كه بر وجود آورد ما را اى عباد
بر اميران ، از چنين رفتار موهون سود نيست * ( اين روند ناروا در مكتب محمود نيست
غير از اين كه رنجشى بر خود تحمّل مىكنيد * تيره بختى را براى خود تقبّل مىكنيد
( چون خشوع خارج از موضع نشان ذلّت است * موجب و مستلزم هر گونه رنج و نقمت است )
3 بس ، زيانآور بود رنجى كه در پى كيفر است * پس چنين رنجى به معناى حقيقى اخسر است
( جز خدا را ، گر فروتن بوده باشد آدمى * جاى دارد كه دچار آيد بخشم عالمى )
خير و نيكى نيست در رنجى كه باشد با رياء * بىريا باشيد بر مخلوق عالم در قفا
رنج نابردن بسى نيكوتر افتد ( ناهيا ) * در قفاگر با نجات از نار يابد انتهاء
حكمت 37 قال عليه السّلام : لابنه الحسن السّلام
گفت مولانا على ( ع ) ، روى نصيحت اين سخن * يا بعنوان وصيّت بر وصىّ خود حسن
1 يا بنىّ ، آنچه مىگويم به خوبى گوشدار * حفظ كن بهر خود واغيار ، متن اين چهار
( راعى اين چار چيز اوّل تو هستى بعد از آن * از طريق امر بالمعرف ، بر اغيار خوان )
گر بجاى آورده باشى صادقانه اين چهار * از گزند آسوده مىمانى بلطف كردگار
( معنى اغنى الغنى عقل است يعنى هوشدار * ( تا توانى اى خردور از بلاهت « 1 » بر كنار )
( اكبر الفقر ، از لحاظ متن و معنى ابلهى است * ( يعنى از عقل و خردمندى قصور و كوتهى است )
( اوحش الوحشه ، به تعبير روانتر در ادب * ( عجب باشد در مراآت « 2 » رجال منتخب )
هامش
( 1 ) بلاهت نادانى
( 2 ) مراآت از مادهء رويت يعنى نشان دادن