در خصوص او همى گويند مردم بين خويش * از اقاويل « 1 » و اباطيل « 2 » پريشان هر چه پيش
( آن كلامى در ميان آرند از وى بر زبان * كاعتبارا هست نامعلوم ، صدق و كذب آن )
گر نشانى ( ناهيا ) رنج و ملالى بر دلم * بر فضاحت مىكشم در بين خلق محفلم
حكمت 35 قال عليه السّلام : ( در زيان آرزوهاى دراز )
بوى گل مىآيد از گلزار وعظ بو تراب ( ع ) * بر مشام دل سپار اى يار جانى سر متاب
1 هر كه آمالش دراز افتد نماند بىجواب * در عوض اعمال خود را مىنشاند بر خلاب
چونكه آمال دراز از غفلت آرد سر برون * نيكبختى زين جهت يكباره افتد سرنگون
( ناهيا ) هر چند در آمال ، كاهش واجب است * حدّ معقولش ولى بر شاد ماندن موجب است
حكمت 36 امام ( ع ) ، وقت رفتن بشام ، بزرگان شهر احتراما از مركب پياده شده در جلو ركابش دويدند .
آنزمانكه داشت آن مولى عزيمت سوى شام * پاس « 3 » افراطى بديد از اهل انبار آن امام ( ع )
اهل انبار و بزرگان بر سبيل احترام * از فرس « 4 » پايين در افتادند پاس آن امام ( ع )
مىدويدند آشكارا در ركاب آن جناب * تا چنين فرمود از روى تأسّف اين خطاب
هامش
( 1 ) اقاويل جمع الجمع قول
( 2 ) اباطيل سخنان باطل
( 3 ) پاس احترام و نگهبانى
( 4 ) فرس اسب