تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
در خصوص او همى گويند مردم بين خويش * از اقاويل « 1 » و اباطيل « 2 » پريشان هر چه پيش ( آن كلامى در ميان آرند از وى بر زبان * كاعتبارا هست نامعلوم ، صدق و كذب آن ) گر نشانى ( ناهيا ) رنج و ملالى بر دلم * بر فضاحت مىكشم در بين خلق محفلم

حكمت 35 قال عليه السّلام : ( در زيان آرزوهاى دراز )

بوى گل مىآيد از گلزار وعظ بو تراب ( ع ) * بر مشام دل سپار اى يار جانى سر متاب 1 هر كه آمالش دراز افتد نماند بىجواب * در عوض اعمال خود را مىنشاند بر خلاب چونكه آمال دراز از غفلت آرد سر برون * نيكبختى زين جهت يكباره افتد سرنگون ( ناهيا ) هر چند در آمال ، كاهش واجب است * حدّ معقولش ولى بر شاد ماندن موجب است

حكمت 36 امام ( ع ) ، وقت رفتن بشام ، بزرگان شهر احتراما از مركب پياده شده در جلو ركابش دويدند .

آنزمانكه داشت آن مولى عزيمت سوى شام * پاس « 3 » افراطى بديد از اهل انبار آن امام ( ع ) اهل انبار و بزرگان بر سبيل احترام * از فرس « 4 » پايين در افتادند پاس آن امام ( ع ) مىدويدند آشكارا در ركاب آن جناب * تا چنين فرمود از روى تأسّف اين خطاب
هامش
( 1 ) اقاويل جمع الجمع قول ( 2 ) اباطيل سخنان باطل ( 3 ) پاس احترام و نگهبانى ( 4 ) فرس اسب