حكمت 21 قال عليه السّلام : ( دربارهء غصب خلافتش )
پند مولى رهنمايم گشت در ظلمات جهل * صادقانه رهگشايم گشت در ظلمات جهل
1 در خلافت بهر ما حقّى است روشن همچو نور * ( ليك از ما در گرفتند اهل دنيا روى زور )
( آنچنان حقّى كه پيغمبر ( ص ) مشخّص كرده بود * شرح آن در بازگشت حجّ آخر برده بود )
پس اگر آن را بما دادند خواهيمش ستاند * چون پيغمبر ( ص ) ضمن ( من كنت ) بنام ما بخواند
ورنه ما اسوار « 1 » مىگرديم با هم بر جمل * مىنشينيم همچنان در پشت كوهان در كفل
سيّد رضى سلام الّه عليه فرمايد : اين فرمايش امام ، از فرازهائى استكه بدقّت و تأمّل فهميده مىشود .
بر چنين سير شبان روزى ، تحمّل مىكنيم * رنج و سختى را براى خود تقبّل مىكنيم
با مصيبتها همى سازيم در اين رهگذر * گر چه ما را بيشتر باشد زمان اين سفر
( خواندم از سيدّ رضى او را سلام ايزدى * اين چنين گفتار تأكيدى و قول سرمدى )
( پى چنين مطلب كه خواندم از امام مستعان * تيز هوشى لازم است افزون براى درك آن )
گر حقوق ما نپردازند در اين ماجرا * خوار مىگرديم و امّا در چنين ترفند ، ما
پشت آنها مىنشينيم احتجاجا بر كفل * هر كجا خواهد برد ما را و ايشانرا جمل
( چون رديفان « 2 » و اسيران رنج مىبينيم سخت * تا كه غاصب نيز در تشويش ماند روى تخت
پس خلافت را به آسانى به غاصب نسپريم * بلكه در اين رهگذر اندوه بر جان مىخريم
( گر چه اين دور كشاكش در چنين وقت از زمان * بر درازا در كشد روى تخاصم بينمان )
پس على ( ع ) با اين خطابه درّ احمر سفته است * ( ناهيا ) گويا كه در روز سقيفه گفته است
هامش
( 1 ) اسوار سوار شدن
( 2 ) رديف سوار در پشت سوار