حكمت 22 قال عليه السّلام ( در ترغيب به كردار نيكو )
باز مىگويد بما پند و نصيحت بوتراب ( ع ) * تا كنيم از تكيه بر اعمال ظاهر ، اجتناب
1 هر كه را كردار او كندش نمايد در عمل * اعتبار و منزلت ، تندش نسازد در محّل
( آن كسى كه در فرائض بر ندارد گام پيش * محو مىسازد بسستى اعتبار نام خويش )
( پس چنين كس ، در منام نرم غفلت خفته است * چون كه وى با حبّ عاجل ، ترك آجل گفته است )
( چون مقام و اعتبار چند روزى عارضى است * مهر و الفت ، يا عناد و كينهتوزى عارضى است )
ليك ( ناهى ) حاصل افعال نيكو ذاتى است * ما حصل ، در جملهء اعمال نيكو ذاتى است
حكمت 23 قال عليه السّلام : ( در سفارش ستمديدگان و افسردگان )
پندها فرمود ما را آن امام دادگر * كاعتبارا هر يكى ارزد بكوهى از گهر
1 علّت محو كبائر در وجود هر كسى * داشتن ، بهر ستمديده ز يارى ملبسى
( گر قدم بر داشت فردى در نجات اهل غم * محو سازد در وجود او كبائر ، اين كرم )
( بسكه مجرم خاطر مردم نموده ريشدار * جاى دارد در عوض باشد به مردم غمگسار
آن كه قومى را از خود آزرده خاطر ساخته * جاى تنفيس « 1 » و فتّوت بر خطا پرداخته )
دوست دارم ( ناهيا ) خاطر نيازارم ز خلق * بلكه اين ديوانگى را دور تر دارم ز خلق
هامش
( 1 ) تنفيس غم زدائى از غمگين