1 درد خود را سر ببر چندانكه آن هم مىبرد * درد اگر خاموش باشد ره بمرهم مىبرد
( در سر آلام جزئى ره بمستشفى « 1 » نبر * بلكه آن را با كمى صبر و تحّمل سر ببر )
گر بهر دردى سبك ، داروى درمان خواستى * ناهيا آنگه بياران ، درد و رنج آراستى
حكمت 27 قال عليه السّلام : ( در مورد زهد )
صحبت زهد است اى زاهد بيا و باز بين * حرمت و شأن و شكوه و عزّت اين راز بين
1 افضل الزّهد است در خود زهد پنهان داشتن * زهد را از ثروت و جان ، پر بها انگاشتن
( زهد ظاهر نيست هرگز دور و خالى از رياء * از پيمبر ( ص ) بشنويم اكنون حديث پر بها )
( ابن ميثم از زبان آن رسول خوش مآل * داد بر ما ، اين حديث پر بها را انتقال )
كردگار عالمين ، هرگز نيندازد نظر * بر وجود بندگان خويش ، يوم منتظر
همچنان اعمال ايشانرا ، نداند معتبر * مىنمايد بلكه بر ظرفيّت دلها نظر
زهد مخفى را همى خواهد خداوند اى عباد * ( ناهيا ) اين نكته را اهل زهادت ياد داد
حكمت 28 قال على عليه السّلام : ( دربارهء ياد مرگ بودن )
طالب اندرز بايد بهر پند پر ثمن * رنج را بر خود پذيرد ، گر چه باشد در يمن
تا چنين فرمود ما را پند نيكو آن امام * جمله هستيم اشتياقا در تقبّل پيشگام
هامش
( 1 ) مستشفى شفاخانه و بيمارستان