تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
( چون چنين امر مسل‌م آنزمان بين يهود * آنچنان هم رايج و مقبول آن سامان نبود ) ليك اكنون كه كمر بند ستبر دين ما * بسط و استقرار دارد با كمال اعتلاء نيست ديگر در چنين افعال ، چندان اعتبار * هر كسى دارد بتصميم و اراده اختيار ( ناهيا ) رنگى نگردد موى ريشت با خضاب * بلكه رنگين مىشود با خون سرخ انقلاب

حكمت 18 قال عليه السّلام : ( در نكوهش آرزوى دراز )

بنده را پند على ( ع ) چون دم ، دمادم لازم است * جاى اين پند گهرزا ، قلبهاى سالم است 1 آن كسى كه مىشتابد در پى آمال خويش * ( جان خود را مىگذارد بر كف اميال خويش ) غافل است از آن كه با او مىشتابد هر قدم * لحظه‌ها را مىشمارد عصر و شام و صبحدم چون مهارش را سپرده دست ميل و آرزو * مىشود ناكام و مرگش مىنمايد جستجو قاهرانه ، روز و شب مىراند او را دمبدم * تا به آسانى رساند در مهالك بر عدم گر همى خواهى كه ( ناهى ) از تو گيرد درس ياد * عقل مىگويد مكن بر آرزوها اعتماد

حكمت 19 قال عليه السّلام : ( دربارهء جوانمردى و جوانمردى )

باز شد درج گهر ، تا در فشاند روى خلق * از سر مردانگى ، اندرز خواند روى خلق بر جوانمردى چنين فرمود ما را آن امام ( ع ) * تا مگر باشيم ، در اين امر نيكو پيشگام 1 از خطاياى جوانمردان ، به همّت بگذريد * ( در دل خود بهرشان مهر و عطوفت پروريد )
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 317 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى