1 حقّ را يارى نكردند و بباطل همرهى * اى بسا كردند بين حقّ و باطل كوتهى
( از على ( ع ) دورى گزيدند و تحاشى در قتال * تا بدانجا كه كشيد اين امر ، سوى اختلال )
يار باطل هم نگشتند و باهلش دستيار * ( بلكه ماندند همچنان از حقّ و باطل در كنار )
تودهايكه يارى باطل نه كردند ، همگنان * در ميان دارند ، انواع بهانه بهر آن
ليك آنان كه شدند از حقّ و باطل بيطرف * نيست در تصميمشان عذر موّجه در هدف
گر نشان حقّ و باطل نيست در قومى عيان * بر چنين قوم ، از ره رحمت نگريد آسمان
در شقاوت آنكه همپاى است با عمرو ابن عاص * واژهء بيهوده بودن يافت بر او اختصاص
( ناهيا ) بر حقّ يارى كن ز باطل اجتناب * تا تأسّى كرده باشى بر امام مستطاب 7
حكمت 13 قال عليه السّلام : ( در ترغيب سپاسگزارى از نعمتهاى خداوند تعالى )
در خور شكر نعم ، فرمود حضرت ( ع ) بر انام * اين كلام حانفزا را با كمال اهتمام
1 گر شما را وارد آمد خردههائى از نعم * دور باشيد آنزمان از ناسپاسى يا ستم
بلكه بايد كامل آن را بخواهيد از خدا * با سپاس و حمد و استدعاى اميّد از خدا
يافتيد آنگه كه بهر خويش ، نعمت اندكى * با تقرّب از خدا خواهيد ، هزاران بر يكى
اين حقيقت را هماره ( ان شكرتم ) شاهد است * ورنه بر طغيان نعمت ( ان كفرتم ) وارد است
لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ
« 1 »
( ان شكرتم ) ناهيا افزون نمايد بر نعم * ( ان كفرتم ) را ولى در انتظار است از نقم
هامش
( 1 ) سوره ابراهيم آيه 7