تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥

حكمت 14 قال عليه السّلام : ( در مورد اينكه خداوند عالم ، بكسان بىكمك يارى فرمايد )

باز شد باب خبر از كوى مولى كوى ما * پيك اندرز ، ارمغان آورد نيكو سوى ما 1 هر كسى را اقربا از خود رها سازند دور * مىرهانند اى بسا بيگانگانش از ثبور ( هر كه او را عمّ و دائى و برادر خوار كرد * كردگار ، او را باغيار و اجانب يار كرد ) مىگمارد غير را بر يارى او از كرم * تا بماند ( ناهيا ) در زندگانى محترم

حكمت 15 قال عليه السّلام : ( دربارهء گرفتاران )

گفت مولى طىّ اقوال شريفه اين حديث * عاشقانرا درج بايد در صحيفه اين حديث 1 سرزنش ، بر هر گرفتار بلا و فتنه نيست * ( اى بسا مفتون ، كه محكوم ريا و فتنه نيست ) ( قومى از مردم ، گرفتارند روى اضطرار * اوفتادند از ره غفلت ، بدام روزگار ) بر چنين مفتونها يارى نمودن لازم است * بهر از راه اوفتاده ، ره گشودن لازم است بايد او را رهنمائى كرد ، جاى سرزنش * عاقلانرا ( ناهيا ) نيكوتر افتداين روش

حكمت 16 قال عليه السّلام : در اعتماد نداشتن به تدبير و پايان بينى

حكمتى فرمود مولى جاودانى بهر ما * از اساس و بنيه ، مملوّ از معانى بهر ما 1 كارها رامند و كلا پيروانى بر قضا * در مجارى جاريند ، آنجا كه دارند اقتضاء