تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
1 بر گروهى از انام اقبال گيرد گر جهان * حسن ايشانرا به ايشان بذل دارد رايگان گر ز ايشان روى گرداند ز راه دشمنى * بهرشان ديگر نخواهد بود كشت و خرمنى ( هر نكوئى را از آنها باز گيرد بىدرنگ * پس بترسيد از چنين نيرنگ ديو چند رنگ ) چون توانگر شد كسى وصفش نمايند آشكار * گر توانش نفله شد مسلوب سازند از قرار ) دهر فانى را بكام خود نيابد هيچكس * جز كسى كه ( ناهيا ) بازى ندارد با هوس

حكمت 9 قال عليه السّلام : در سود خوش رفتارى با مردم

مرحبا آن سرور دين ، يار ديرين بوتراب * داد ما را شربت نوش نصيحت ، آن جناب 1 در حيات خود چنان باشيد همدم با انام * كز شما نيكى به بينند و كمال احترام گر شما را مرگ دريابد در آندم ناگهان * اشك ريزند و عزا گيرند با هم همگنان « 1 » ورنه در حال حياتيد و مقارن با نشاط * با شما باشند با هم در نشاط و انبساط ( در چنين صورت شما را زنده مىخواهند بيش * دور مىخواهند از ميدان عشرت رنج و نيش ) مهر همنوعى هميشه هست ( ناهى ) در سرت * پس گوارا و حلالت باد شير مادرت

حكمت 10 قال عليه السّلام : ( در عفو و گذشت از دشمن )

عفو را بر بندگان تأكيد فرمود آن امام ( ع ) * در زمان چيرگى بر خصم و وقت انتقام
هامش
( 1 ) همگان يا همگى
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 312 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى