يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً
« 1 »
( خاطر آجل در اين عاجل نگهدارى جوان * پردهء غفلت ز پيش چشم بردار اى جوان )
( ناهيا ) اين پندها را بر تو گفتم هوشدار * همنشين گل شدم ناگه شكفتم هوشدار
حكمت 7 قال عليه السّلام : ( در شگفتى آفرينش انسان )
گفت مولانا على ، بر ما حديثى دلنشين * در هدايت ، اين حديث پر بها را برگزين
1 خلقت انسان عجيب است و شگفتى آفرين * آفريدش آن زبردست و شگفتى آفرين
( بر شما از عمق جان انديشه لازم باد و بس * علاقانرا درك آن از ريشه لازم باد و بس )
آنچنانكه با پى و شحمى همى بيند جهان * يسمع الأصوات با سوراخ و جوف استخوان
مىكشد انفاس را هر دم دمادم با فراغ * از ره غضروف برجسته مسجّل بر دماغ
از تكلّم بهره دارد در خطاب و در بيان * از طريق لحم جنبده ، مسمىّ بر زبان
خلقت ما از شگرفىها تشكلّ يافته * پس زبان ( ناهى ) از آنجا تغزّل يافته
حكمت 8 قال عليه السّلام : در نكوهش دنيا
بر جهان آموخت علم زهد و تقوى بوتراب ( ع ) * توتيا باشد به چشم ما تراب آن جناب
( بر فضاحت راند آن سردار ، دنيا را بما * در بلنداى حقيقت ، با نداى دلربا )
هامش
( 1 ) ( سورهء آل عمران آيه 30 )